هنرهای سنتی تزیینی رویا Roya Arts

هنرهای دستی و تزیینی سیستان و بلوچستان سکه دوزی گلیم بافی سفالگری سوزن دوزی حصیربافی

حصیر بافی

حصيربافی

صنعت حصيربافي در منطقه با گويش اصيل بافي و در منطقه بلوچستان گويش تكرد تلفظ مي شود. ك هاز نظر نوع ماده اوليه و با هم تفاوت زيادي دارند. اصيل از ساقه هاي ني ساخته مي شود. و تكرد از برگ درخت سخن خرماي وحشي منحني دار كه به شرح هر كدام در ادامه مي آيد.

توليدات هر دو نوع عبارتند از: سايه بان، ظروف مختف، پرده و .... اصيل بافي (حصيربافي) از اين هنر دستي سابقاً بعنوان زيرانداز استفاده مي شده است و امروزه هم در منطقه سيستان كساني كه دسترسي به آن دارند از آن بعنوان زيرانداز در قسمت زير فرش استفاده مي نمايند تا رطوبت زمين به فرشها اثر نكند. اين حصير از دو نوع مواد اوليه تهيه مي شده است.

1) از برگ درخت خرما، برگ فيش، براي ساخت حصير برگ فيشي ابتداء برگ درخت خرما را به اندازه دلخواه پر مي كند و سپس آن را داخل آب قرار مي دهند. آنقدر داخل آب مي ماند تا رنگ برگ كه سير هست مايل زرد شود و يا اينكه جهت تسريع كار برگهاي برگ شده را در آب جوش قرار مي دهند تا زرد شود و بعد از اين مرحله حصير را مي بافته اند.

2) ساخت حصير را از ني نيزار در درياچه هامون علاوه بر ني ايكه در خوراك دامي باشد ني ديگري هم به مقدار كه مي رويد كه كمي زرد بوده و فاصله بندهاي آن دو يا سه برابر ني هاي خوراك دام مي باشد اين ني ها را جمع آوري كرده و آنها راب ا سر چاقو دو تكه مي كنند و با چكش چوبي (كوتك) مي كوبند تا كمي نرم شود و بعد از اين مرحله حصير را مي بافند

 
+ نوشته شده در  87/02/28ساعت 12:26  توسط  کسروی  | 

سوزن دوزی بلوچی

سوزن دوزی بلوچی هنر زن های بلوچ که با تارو پود پارچه و نخهای رنگین نقش های ماندگاری میزنند.

باشد که مسئولین به زنده کردن این هنر بیشتر توجه کنند.

چرا که نقش های سنتی جای خودش را به نقش های وارداتی میدهد و کم کم نقش ها منسوخ میشود

با فوت هر هنرمند  هر نقش از بین میرود چرا که نقش ها از حافظه هنرمند بر روی پارچه نقش می بندد.

با تشکر از عکس های ارسالی آقای محمد بهروز عیسی زهی کارشناس صنایع دستی.

از ۶ قطعه تشکیل میشود

پیش سینه - جیب - دور آستین ۲ عدد  - دور پاچه شلوار ۲ عدد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/22ساعت 8:10  توسط  کسروی  | 

آموزش سکه دوزی

بزودی برای علاقه مندان محترم آموزش سکه دوزی با عکس گذاشته میشود

لذا از متقاضیان به این کار خواهشمند است نظر خود را ارسال نمایند.

 

+ نوشته شده در  87/02/18ساعت 9:1  توسط  کسروی  | 

سفال كلپورگان

كلپورگان نام منطقه ايست در نزديكي سراوان در شرق استان سيستان وبلوچستان .

قدمت سفال در اين منطقه به ۳۰۰۰ سال ميرسد و نكته جالب آنكه همه سفالگران اين منطقه در همه دوران زنان بوده اند كه همچنان با همان تكنيك كهن به اين هنر مي پردازند.وصد البته  اين هنر نيز همانند ساير هنرهاي كهن اين مرز و بوم رو به زوال است .

عكسهاي ديگري هم هست . به ادامه مطلب رجوع كنيد

بر گرفته از وب لاگ اختا

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/17ساعت 8:32  توسط  کسروی  | 

خمك دوزي

هنر "خمك دوزي" سيستان و بلوچستان در حال احيا شدن است

زاهدان ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۲/۱۰‬

داخلي. فرهنگي. ميراث. صنايع دستي

مدير كل ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي سيستان و بلوچستان گفت:
كار احيا هنر خمك دوزي از خانواده سوزن دوزي سيستان و بلوچستان آغاز شده است.

به گزارش ايرنا، خمك دوزي واژه دگرگون شده خامه دوزي و از خانواده صنايع دستي سوزن دوزي و از هنرهاي زيبا، ظريف و اصيل سيستاني است.

خمك دوزي از نقوش خاص و اصيل بومي به شكل برجسته هندسي و به صورت گلهاي هشت پر، لوزي، مربع، مثلثي و طليبي تشكيل شده است.

اين هنر بيشتر در تزيين لباس بويژه دور يقه و سر آستين لباسهاي مردانه و زنانه، عرقچين، پيش بند، جانماز، دستمال و سفره استفاده مي‌شود.

بر گرفته از سايت ايرنا

http://www2.irna.com/fa/news/view/menu-153/8702104811145902.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/15ساعت 9:43  توسط  کسروی  | 

مصاحبه در نمايشگاه نوشهر با ايرنا

 

جمعي از هنرمندان : شكوفايي صنايع دستي، مستلزم رفع مشكلات فرارو است

نوشهر ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۷/۰۱/۱۰‬

داخلي. فرهنگي. صنايع دستي.

به اعتقاد جمعي از هنرمندان صنايع دستي سراسر كشور، شكوفايي ، نوآوري و كاربردي شدن و افزايش صادرات صنايع دستي مستلزم رفع مشكلات فراروي اين صنعت اشتغالزا و پردرآمد است.

آنان در حاشيه برگزاري نمايشگاه صنايع‌دستي در نوشهر در گفت و گو با خبرگزاري جمهوري اسلامي تاكيد كردند: حمايت همه جانبه، ابتكار، خلاقيت و نوآوري همراه با نياز سنجي، از روند فراموشي هنرهاي اصيل و بومي جلوگيري مي‌كند.

يافته‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهد كه كم توجهي به آموزش و پژوهش از جمله مهمترين دلايلي منسوخ شدن برخي از رشته‌هاي صنايع دستي است.

اين عده بيمه نبودن ، نبود بازارچه فروش، حمايت كم ، كم توجهي به‌آموزش، بالا بودن قيمت مواداوليه، ورود كالاهاي مشابه خارجي، صادرات كم وشناسنامه دار نشدن محصولات را از جمله مشكلات فراروي توسعه صنايع دستي اعلام كردند.

بيش از ‪ ۲/۵‬ميليون نفر به صورت مستقيم در ‪ ۳۰۳‬رشته صنايع دستي در كشور فعاليت دارند.

 بانوي هنرمند رشته سكه دوزي از استان سيستان و بلوچستان نيز به ايرنا گفت : حمايت از هنرمندان صنايع دستي براي عرضه و فروش كالاهاي توليدي ضروري است.

وي افزود: بازارچه‌هاي محلي يا نمايشگاه براي عرضه مستقيم كالاهاي صنايع دستي در اين استان وجود ندارد.

به گفته وي آموزش رشته صنايع دستي مستلزم برنامه‌ريزي خاصي است و اكنون آموزش‌هاي موجود در منطقه سطحي است.

وي تصريح كرد: سكه دوزي از رشته‌هاي بومي استان سيستان و بلوچستان بوده كه رو به فراموشي است.

اين هنرمند ادامه داد: بايد براي توسعه صادرات‌كالاهاي صنايع دستي برنامه اصولي ارايه شود تا بتوانيم در بازارهاي صنايع دستي دنيا رقابت كنيم. 

 http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-10/8701100059104140.htm

 نمايشگاهي از هنرهاي تزئيني و سنتي استان سيستان و بلوچستان در فرهنگسراي ملل برپا شده است. ...  در برخي از اين آثار تلاش کرده با ترکيب هنر بومي و مدرن ...  زمان تابستان ۸۶

www.ana.ir/viewnewsdetails.aspx?newsid=60591


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/15ساعت 9:6  توسط  کسروی  | 

آويز سنتي بلوچي

عكسي از كار سكه دوزي براي زينت خانه هاي ساده مردم بلوچ كاري قشنگ نتيجه دست رنج زنان زحمت كش بلوچ با تلفيقي از رنگهاي شاد و زنده

مواد مصرفي  پارچه - دكمه-آينه-مرواريد -سكه - پولك- برگ و ماه هاي پلاستيكي و كاموا

آويز سنتي

آويز سنتي

+ نوشته شده در  87/02/15ساعت 8:25  توسط  کسروی  | 

عکسهایی از استان

عکسهای ارسالی توسط آقای سعید شیخ ویسی از علاقه مندان و هنر دوستان

مسجد اهل سنت

شهر سوخته در سيستانشهر سوخته

حصير بافي استان

حصير بافي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/10ساعت 10:3  توسط  کسروی  | 

سوزن دوزي بلوچي

با سلام

گوشه هاي از هنر بي نظير خانم هاي بلوچ

 

كت سوزن دوزي

 

عكس هاي ارسالي كارشناس محترم صنايع دستي زاهدان آقاي محمد بهروز عيسي زهي

با تشكر از ايشان

اشارپ سوزن دوزي

سوزن دوزي

براي ديدن بقيه عكسها روي ادامه مطالب كليك كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/09ساعت 13:38  توسط  کسروی  | 

هنر زنان زحمت کش بلوچستان

عکسهایی از زنان زحمت کش بلوچستان که با  هنر نهفته و سنتی خودشان از آب و خاک و آفتاب و آتش سفال های با ارزشی تولید میکنند. هنر کویر و سرزمین آفتاب

باشد که سازمان های مسئول به این هنرمندان بی نشان برسد و با عرضه محصولشان به بازار فروش قدمی در راه تشویق این صنعتگران بردارد.

گالری تصاویر قدیمی صنایع دستی 0

گالری تصاویر قدیمی صنایع دستی 1

جهت دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطالب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/08ساعت 13:42  توسط  کسروی  | 

حصير بافي بلوچي

با تشكر از كارشناس محترم آقاي عيسي زهي جهت ارسال عكسهاي حصير بافي بلوچي

حصير بافي

براي ديدن عكسهاي بيشتر  ادامه مطالب را كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/07ساعت 10:19  توسط  کسروی  | 

سفال کلپورگان بلوچستان

عکسهایی از سفال کلپورگان که توسط کارشناس محترم صنایع دستی استان آقای عیسی زهی جهت نمایش ارسال شده اند.

سفال كلپورگان

سفال

سفال

 

+ نوشته شده در  87/02/07ساعت 9:14  توسط  کسروی  | 

نمايشگاه سكه دوزي تهران

عكسهايي از نمايشگاه خانم رويا نيافر در فرهنگسراي اميركبير تهران واقع در پارك قيطريه

تابلو بيضي سكه دوزي

ساعت كوچك سكه دوزي

آينه بيضي سكه دوزي

آينه 35*50

آينه مربع 25*25

آينه 50*70


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/02/04ساعت 13:4  توسط  کسروی  | 

بهشت طبیعت و تاریخ

سيستان و بلوچستان
بهشت طبيعت و تاريخ
303507.jpg
عليرضا سنچولى

سيستان و بلوچستان پهناورترين استان كشورمان همچون نگينى درخشان در جنوب شرق ايران زمين، سرشار از منابع مختلف طبيعى، تاريخى و فرهنگى است.
اين استان از شمال در مجاورت خراسان جنوبى و كشور افغانستان ، از شرق به پاكستان و افغانستان ، از جنوب به درياى عمان و از غرب به استان هاى كرمان و هرمزگان محدود است.
سيستان و بلوچستان با گستره حدود ۱۸۷ هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربع وسعت ۱۱‎/۴ درصد از مساحت كل كشور را تشكيل داده و حدود دو ميليون و ۴۰۰ هزار نفر جمعيت دارد.
چندگانگى و تنوع فرهنگى و مذهبى، گويش هاى مختلف و تعلقات قومى و قبيله اى بخشى از ويژگى هاى اجتماعى اين استان است. شمال اين استان سرزمينى با رازهايى نهفته، مردمانى خونگرم را در خود جاى داده كه در طول تاريخ زبانزد بوده است.
سيستان نگينى بر آمده از آبرفت هاى رودخانه هيرمند ، بزرگترين درياچه آب شيرين جهان و تالاب بين المللى را در خود جاى داده است.
كلمه سيستان از نام اقوام آريايى «سكا» گرفته شده و اين سامان از حيث تاريخى و فرهنگى اهميت زيادى در منطقه و حتى كشور دارد.
وجود آثار متعدد تاريخى ازجمله «شهر سوخته» متعلق به پنج هزار سال قبل با اسرارى نهفته در دل كوير، «كوه خواجه» عظيم ترين بناى خشتى جهان، «دهانه غلامان» تنها شهر هخامنشى و جاذبه هاى طبيعى ديگر ، بهشتى براى پژوهش باستان شناسان و محققان است.
امروزه نام و آوازه شهر سوخته سيستان چنان در ايران زمين و به خصوص دنيا پيچيده كه هر كس با شنيدن نام اين محوطه آرزوى ديدن آن و نيز قدم نهادن در اين سرزمين را دارد. سرزمين سيستان از جايگاه ويژه اى در دنياى باستان برخوردار است به طورى كه
سر اورل اشتين باستان شناس معروف انگليسى اين سامان را بهشت باستان شناسان نام نهاده است. صداى تاريخ را در جاى، جاى سرزمين آفتاب مى توان شنيد و به ژرفايى از فرهنگ و تمدنى كهن از ايران باستان در اين سرزمين با مردمانى سختكوش آشنا شد.
سرزمين زادگاه بزرگانى چون يعقوب ليث صفارى نخستين شهريار ايرانى پس از اسلام، فرخى سيستانى شاعر شهير، ابوسعيد سجزى رياضيدان و منجم مشهور سده چهارم و رابعه بنت كعب قزدارى نخستين بانوى شاعره پارسى گوى بوده است.
بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان كه از اواخر ارديبهشت ماه هر سال آغاز و تا اواخر شهريور ادامه دارد از پديده هاى طبيعى سيستان و بلوچستان بشمار مى رود.
البته استمرار خشكسالى چندين ساله سبب شده تا بادهاى موسمى ۱۲۰ روزه سيستان كه زمانى با توجه به پرآبى درياچه هامون نعمتى براى ساكنان منطقه محسوب مى شد، اكنون مشكلات فراوانى را بوجود آورد.
وجود تالاب هامون و امكان توليد علوفه نى در سطح ۱۵۰ هزار هكتار از اين درياچه با توليد متوسط حداقل شش تن در هكتار علوفه خشك در زمان هاى ترسالى ازجمله سرمايه هاى مهم منطقه محسوب مى شود.
جنوب استان نيز مرواريدى در صدف است كه وسعت متنوعش با درياى عمان گره خورده است. بلوچستان منطقه وسيعى است كه حد شمالى آن كوير لوت و حد جنوبى نيز درياى عمان را شامل مى شود.
بلوچ ها يكى از اقوام اصيل و شناحته شده ايرانى هستند، كه به زبان بلوچى كه از نزديكترين خويشاوندان زبان فارسى است، سخن مى گويند.
بلوچستان داراى طبيعت كوهستانى بوده و اطراف آن را كوه هاى متعددى فرا گرفته است كه از بلندى هاى استان كوه آتشفشان نيمه فعال تفتان در خاش با ارتفاع چهار هزار متر خود نمايى مى كند.
مناطق جنوبى سيستان و بلوچستان با توجه به مجاورت با درياى عمان و بهره گيرى از بادهاى موسمى مونسون، اقليم متفاوتى دارند.
خاش، ايرانشهر، سراوان، نيكشهر، چابهار، كنارك و سرباز شهرستان هاى جنوبى استان را شامل مى شوند. بالا بودن ميانگين دما و پائين بودن نوسانات آن از شاخصه هاى اساسى اقليم جنوب سيستان و بلوچستان است. وسعت استان و تنوع آب و هوايى سبب كثرت پوشش گياهى و غناى طبيعى منابع تجديدشونده شده به طورى كه حدود ۵۵ درصد از گستره استان را در سال هاى پر آبى مراتع تشكيل مى دهد. سرزمين بلوچستان امروزى كه ناحيه جنوبى استان را تشكيل مى دهد در قديمى ترين اسناد تاريخى به نام «مكا» مشهور بوده و درنوشته هاى «هرودت» تاريخ نگار يونانى از آن به عنوان «گدروزيا» ياد شده است.
جلوه هاى زيبا و ديدنى جنوب استان همچون شمال تنوع دل انگيزى به همراه داشته و هر بيننده و شنونده اى را به سوى خود جلب مى كنند.
«قلعه ناصريه» مربوط به دوره قاجاريه در ايرانشهر، «سفال كلپورگان» در سراوان، سواحل زيباى عمان در چابهار و «قلعه چهل دختران» در نيكشهر و صدها اثر تاريخى و طبيعى ديگر بر غناى استان افزوده است.
سواحل زيباى درياى عمان و در كنار منطقه آزاد اقتصادى و تجارى چابهار اين شهرستان را به جزيره اى زيبا و ديدنى براى گردشگران داخلى و خارجى تبديل كرده است.
با گذر از مناطق مختلف سيستان و بلوچستان به روشنى درخواهيم يافت كه اقوام ساكن در استان به همراه سنت ها و شيوه هاى خاص زندگى با مجموعه اى متنوع از آداب و رسوم ويژه جاذبه هاى چشم نواز و دل انگيزى را خلق كرده اند.
وجود فرقه ها و مذاهب مختلف و همزيستى مسالمت آميز آنان در كنار يكديگر، آداب و سنن مختلف، طبيعت بكر، تاريخ كهن و هنرهاى دستى خود سندى از تنوع و زيبايى استان است كه بايد ديد و قضاوت كرد.
ديرينه تاريخى استان حكايت از عمق فرهنگ و هنر منطقه دارد كه به دلايل مختلف درقبل از پيروزى انقلاب اسلامى نه تنها مورد حمايت قرار نگرفته بلكه دستخوش محدوديت هايى نيز بوده است.
اما طى سال هاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى تحول اساسى در بخش فرهنگ و هنر استان ايجاد شده است.
مجموعه اقوام ساكن در استان به همراه سنن و شيوه خاص زندگى با الگوى سكونت، آداب و رسوم ويژه و اعياد و مناسبت ها برخى از جاذبه هاى چشم نواز استان است.
برپايى آئين هاى شادى، دهل و سرنا و چوب بازى در سيستان و بلوچستان رونقى خاص داشته و برخى جشن ها ازجمله جشن برداشت محصول نيز در زمان معينى از سال در بلوچستان برگزار مى شود. در مجالس عزادارى نيز مردم شيعه و سنى استان با توجه به گرايش هاى دينى و مذهبى حضورى پررنگ داشته و پيوندى محكم را به نمايش مى گذارند.
پوشش مردان را اغلب پيراهنى بلند و شلوارى گشاد با چين هاى متفاوت و عمامه اى بر سر و پوشش زنان را پيراهن هاى بلند با سوزن دوزى، خامه و سرمه دوزى هاى زنان بلوچ تشكيل مى دهد. موسيقى سيستان و بلوچستان ازجمله هنرهايى است كه به جهت شرايط خاص استان شاخص تر از ديگر استان ها بوده است.
سازهايى مثل قيچك، رباب بنجو، تنبورك، دهلك و سازهاى ضربى همچون طشت و كوزه مخصوص منطقه بلوچستان است. البته نبايد از آئين ويژه مردم سيستان در جشن ها غافل بود.
رقص شمشير سيستان به عنوان يكى از آئين هاى سنتى در استان داراى شهرتى جهانى بوده و حتى گروه ويژه اين رقص براى اجرا به چند كشور خارجى ازجمله يونان دعوت و اعزام شده اند.
ساز و دهل سيستان كه با چوب بازى نيز همراه است در ايام مختلف ازجمله اعياد و آئين هاى عروسى اجرا مى شود.
هنرهاى دستى در سيستان و بلوچستان اهميت ويژه اى داشته و نقش مهمى در ايجاد اشتغال و تأمين درآمد سكنه استان ايفا مى كند.
هنرهاى دستى اقوام سيستانى و بلوچ نشأت گرفته از خصوصيات اخلاقى و اجتماعى مردم است به طورى كه زنان و مردان مناطق مختلف استان آثار باارزشى را با دست هاى خود خلق مى كنند.
هنر سوزن دوزى زنان بلوچ نيز كه سابقه اى بس ديرينه دارد در نوع خود بى نظير است به طورى كه آثار خلق شده از خلاقيت آنان به كشورهاى همجوار نيز صادر مى شود.
سفال سازى، سوزن دوزى و سكه دوزى بلوچى، قالى و قاليچه، پرده بافى و حصير بافى سيستان برخى از هنرهاى دستى و سنتى ساكنان سيستان و بلوچستان را تشكيل مى دهد. در زمينه رفاهى و عمرانى، سيستان و بلوچستان در سال هاى اخير جهش قابل توجهى را در بخش هاى مختلف و زيرساخت ها به خود ديده است. سرمايه گذارى در بخش هاى مختلف و به خصوص جذب گردشگر نيز در چند سال اخير باعث تحولى شگرف در استان شده است. البته سهم سيستان و بلوچستان از لحاظ جذب گردشگر نسبت به ديگر مناطق كشور ناچيز بوده و نيازمند توجه بيشتر به اين مسأله است.
فعاليت هاى تحقيقى و پژوهشى دانشگاه زابل طى سال هاى گذشته باعث شده تا بزرگترين مجتمع تفريحى - تحقيقى جنوب شرق كشور با عنوان مجتمع «بقية الله الاعظم» در محل چاه نيمه هاى سيستان ايجاد شود.
اين مجتمع پنج هزار هكتارى بخش هاى مختلفى ازجمله موزه تاريخ طبيعى، مزرعه پرورش شترمرغ، باغ وحش با گونه هاى كم نظير، باغ گياهان دارويى و زينتى و نخلستان را در خود جاى داده كه هر ساله صدها مسافر و علاقه مند از آن ديدن مى كنند.
با غ وحش اين مجتمع به گفته كارشناسان و مسئولان مربوطه در جنوب شرق كشور منحصر به فرد است.
اكنون انواع گونه هاى مختلف جانورى و پرندگان ازجمله مار هاى پيتون و طاووس را مى توان در اين باغ وحش ديد.
وجود چاه نيمه هاى سيستان نيز سبب شده تا اين مجتمع به مانند جزيره اى زيبا در اين منطقه از كشور تبديل شود.
هر چند كه طى سال ها و ماه هاى اخير بخش هايى از استان سيستان و بلوچستان با مشكلاتى ازجمله قهر طبيعت مواجه شده است اما اين سرزمين پهناور همچنان سرشار از جاذبه هاى طبيعى، فرهنگى و تاريخى بكر در همه ايام سال چشم انتظار مسافران و علاقه مندان است.
+ نوشته شده در  87/02/02ساعت 8:19  توسط  کسروی  | 

بلوچستان

 

بلوچستان در يك نگاه

 

بخشى از استان سيستان و بلوچستان است كه 172305 كيلومتر مربع مساحت دارد و حدود11درصد از مساحت كل كشور را شامل مى‏شود، از نظر مساحت رتبه اول را در كشور دارد.

جمعيت:

 جمعيت بلوچستان 2388018 نفر و تراكم نسبى جمعيت آن 7/6 نفر در هركيلومترمربع است كه يكى از كم تراكم‏ترين مناطق كشور مى‏باشد. جمعیت کثیری از مردم استان در قالب 16 هزار خانوار متشکل از 282 طایفه  به صورت عشایری زندگی می کنند. مهمترین طوایف سرحد عبارتند از: قنبرزهی-گرگیج- نارویی- سالارزهی- شه بخش- قلندرزهی- ریگی – کرد – گمشادزهی – شهنوازی- شهلی بر – نهتانی- هاشمزهی – جمالزهی- مرادزهی – میربلوچزهی- ارباب- سهرابزهی و... و مهمترین طوایف مکران مرززهی- سیاهانی- پرکی- آسکانی- دهانی- بامری- عبدالهی- سابکی- سنگله- جدگال- لاشاری- زین الدینی- صلاح زهی- جت- نوهانی- باران زهی- خملی- داعتی- سپاهی- جنگی زهی و...می باشند.

حدود جغرافيايى:

مرز طبيعى بلوچستان در شمال ارتفاعات ملك سياه كوه و ابتداى چاله سيستان، در غرب دشت‏لوت و جازموريان، در جنوب درياى عمان است و در شرق مرز طبيعى وجود ندارد و كشور پاكستان قرار دارد. طول سرزمين بلوچستان از ملك سياه كوه الى چابهار 600 كيلومتر و عرض آن از شرقى‏ترين نقطه يعنى كوهك تا انتهاى جازموريان در غربى‏ترين نقطه 590 كيلومتر است.

بلوچستان حدود 300 كيلومتر مرز آبى در درياى عمان و حدود 978 كيلومتر مرز زمينى با همسايه‏هاى شرقى يعنى پاكستان و افغانستان دارد. حمدالله مستوفی می نویسد مکران مملکتی بزرگ است از اقلیم دوم وسعتش دوازده مرحله دارالملکش فنزبور طولش از جزایر خالدات صبح و عرضش از خط استوا که هوایش گرم است و آبش از رود. دیگر بلاد بزرگش تیز و فهل و فهره و زراعات و عمارت بسیار و قری بی شمار دارد.

ناهمواريها و ارتفاعات:

 بلندترين نقطه بلوچستان قله آتشفشانى نيمه فعال تفتان با ارتفاع 4042 متر از سطح دريا و پايين‏ترين آن در كناره‏هاى درياى عمان است. كوههاى معروف عبارتند از : تَفْتان - بَزْمان - بِيرْك - مَلِكْ سياه- بَمْ‏پُشْتْ - آهوران.

رودخانه‏ ها:

 رودخانه‏ هاى معروف عبارتند از: بَمْپور - سَرْباز- كاجَوْ - باهَوْكَلات - كَهير (نیكشهر) - ماشْكِيل - راپْچْ - سِيانْجان (تلخ آب).

 

 

درياچه و دريا:

 درياچه فصلى جازموريان در غرب بلوچستان، مرز استانهاى كرمان و بلوچستان را تشكيل مى‏دهد و درياى عمان در جنوب بلوچستان قرار دارد و مساحت آبهاى ساحلى بلوچستان 5924 كيلومترمربع است.

آب و هوا:

 آب و هواى بلوچستان گرم و خشك و در نواحى سواحلى درياى عمان با رطوبت زياد (شرجى) همراه است. نواحى جنوبى آن تحت تأثير بادهاى موسمى هند در تابستان همراه با بارانهاى شديد مى‏باشد و بطور كلى يكى از خشك‏ترين مناطق كشور است. دماى هوا در اكثر شهرستانها در تابستان بالاى 35 درجه سانتيگراد و زمستانهاى آن نسبتاً معتدل و در بعضى مناطق مرتفع همراه با سرماى شديد و نزولات جوى ناچيز مى‏باشد. بادهاى باران آور غربى مديترانه‏اى در فصل زمستان موجب ريزش باران پراكنده در سطح بلوچستان مى‏شوند. به طور کلی بلوچستان از لحاظ آب و هوایی به 4 ناحیه تقسیم می گردد.

1- ناحیه خوش آب و هوای دره های کوه تفتان که آب و هوای آن لطیف و معتدل است و چشمه های آب گوارایی دارد.

2- ناحیه معتدل با اختلاف شدید درجه حرارت در شبانه روز که شامل زاهدان و خاش و روستاهای میان این دو شهر است.

3- ناحیه گرمسیری با هوای خفقان آور و گرمای شدید در شبانه روز که از ایرانشهر به سمت جنوب ادامه دارد و محل مناسبی برای رشد ونمو انواع میوه های گرمسیری است.

4- ناحیه ساحلی با آب و هوای گرم و مرطوب شامل بنادر طیس چابهار و کنارک

نژاد، زبان، دين:

 ساكنان بلوچستان از نژاد آريايى هستند و در ميان آنها عده‏اى سياهپوست بومى افريقا ديده مى‏شود كه توسط انگليسى‏ها براى بهره‏كشى به اين منطقه آورده شده‏اند. زبان غالب مردم بلوچى است كه از نظر ريشه با زبان اشكانيان مشابهت دارد. دين اسلام و مذهب حنفى اكثريت دارد. البته در آدرس های دیگر در مورد تاريخ قوم بلوچ سخن های بیشتری گفته شده است.  علایق مذهبی مردم بسیار بالاست و بزرگترین مساجد اهل سنت ایران در آن قرار دارند.

تقسيمات كشورى:

 بلوچستان از7 شهرستان، 25 شهر، 27 بخش و77دهستان تشكيل شده است. شهرستانها عبارتند از: ايرانشهر - خاش - زاهدان - سراوان –سرباز- چابهار - نيكشهر.

1-    زاهدان:

 بزرگترین شهر بلوچستان ایران است. بطور کلی طبق برآورد دکتر کرامت الله زیاری زاهدان دهمین کلانشهر بزرگ ایران است که به سرعت رشد می کند و جمعیتی بالغ بر یک میلیون ایرانی اکثرا بلوچ و شمار کثیری از مهاجران افغانی را در بر دارد. این شهر حدود 39521 کیلومتر مربع وسعت دارد. از شمال به کویر لوت و زابل از مشرق به مرزهای افغانستان و پاکستان از جنوب به شهرستان خاش و سراوان و ایرانشهر و از مغرب به شهرستان بم محدود می گردد. اختلاف ساعت آن با تهران 36 دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا 1397 متر است. فاصله آن تا تهران 1617 چابهار 756 ایرانشهر 366 خاش 195 میرجاوه 84 زابل 216 و نصرت آباد 104 کیلومتر است. در اوایل پادشاهی فتحعلی شاه قاجار در محلی که اکنون زاهدان است چاه آبی بود که راهزنان پس از حمله به کاروانها و چپاول دارایی و سرمایه آنها در آنجا استراحت می کردند. این منطق که مملو از درختان گز بود دزد آب نام داشت. در سال 1277 هجری شمسی یکی از ساکنان آن حدود به نام مراد به اتفاق فرزندانش در آنجا کاریزی احداث کرد که موجب رونق اندکی در آن گردید. پس از کشیده شدن راه آهن کویته به زاهدان همزمان با جنگ جهانی اول توسط انگلیس تجارت بین ایران و هند از همین نقطه شروع گردید. و شهر را رونقی صد چندان داد. و در زمان رضا شاه به پیشنهاد تیمسار امان الله جهانبانی به اسم زاهدان تغییر نام داد. این شهر دارای سه بخش  به نامهای مرکزی میرجاوه و نصرت آباد و 6 دهستان به نامهای انده با وسعت 1190 لادیز 2427 شورو 2730 حرمک 4438 کورین 8193 حومه 937 کیلومتر مربع است . سه نقطه شهری آن زاهدان میرجاوه و نصرت آباد هستند. از نقاط توریستی و دیدنی آن منطقه لادیز متعلق به دوره پارینه سنگی قلعه لادیز غار و آبشار لادیز پارک ملت زاهدان مجتمع تفریحی براسان باغ خانواده موزه مردم شناسی کتابخانه پروفسور کامبوزیا ساختمانهای قدیمی پست و دادگستری با معماری سبک هندی مسجد مکی بزرگترین مسجد اهل سنت در ایران  مسجد جامع و مساجد ریبای دیگرچهارراه رسولی و دیگر نقاط دیدنی هستند.

2-    چابهار:

 جنوبی ترين شهرستان بلوچستان است كه در فاصله 756 كيلو متري زاهدان قرار دارد. اين شهر در زمانهای قديم "  تيس" نام داشته كه در حال حاضر خرابه هاي آن در 5 كيلو متري چابهار امروزي به جاي مانده است . بندر تيس در آن ايام اهميت و اعتبار فراوان داشت و يكي از مراكز مهم تجاري كرانه هاي درياي عمان بود، ولي در قرن گذشته در اثر كم توجهي از رونق آن كاسته شد.  در سالهاي پس از انقلاب به علل مختلف ، بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت .اينک بندرچابهار اهميت سوق الجيشي ممتازي دارد و در حال حاضر يكي از مناطق آزاد تجاري ايران محسوب مي شود .  چابهار یکی از دیدنی ترین مناطق بلوچستان است.  سواحل زیبای دریای عمان و دریای بزرگ اسکله شهید بهشتی پزم گواتر گل فشان در کهیر  جنگل های حرا که گویی درختان سر بر آورده از آب هستند مقبره سید غلامرسول درخت کهن سال مکرزن غار تیس مقبره های باستانی چابهار که به چند هزار سال قبل تعلق دارند و کتیبه های کهن این شهر قلعه قدیمی تیس قلعه پرتغالی ها و نقاط دیدنی و سیاحتی بسیار فراوان دیگر.

-    جنگل ها و بیشه های دریایی: همانند سایر نقاط مشابه طبیعت چابهار در کنار دریا و بین دریا تا ساحل بسیار دیدنی است جنگل های دریایی در محل ریختن رودخانه ها به دریا یا مناطق دلتا بوجود می آیند. این جنگل ها در هنگام مد و بالا آمدن آب دریا همچون درختان بیرون زده از اب هستند و در هنگام  جزر تنه  آنها نیز از آب بیرون می آید و منظره دلپذیری بوجود می آورد. جنگل های حرا در چابهار بیش از 200 هکتار وسعت دارند. این جنگل ها در حدود 150 کیلومتری شهر چابهار در گواتر هستند.

-    گل فشان : در 90 کیلومتری شهر کنارک  و منطقه کهیر قبل از روستای تنگ تپه های بسیار جالبی وجود دارد. یکی از این تپه ها همانند آتشفشانی از گل عمل می کند. تپه های دیگر نیز در گذشته چنین بوده اند. دهانه این گل فشان در حدود چند سانتی متر بوده و در هر 10 الی 15 دقیقه 3 الی 5 لیتر گل را توام با لرزش زمین به دهانه پرتاب کرده و این گل بر روی شیب موجود می لغزد که منظره ای زیبا و دیدنی است.

-    مقبره سید علامرسول: سید غلامرسول از بزرگان عهد تیموری است که مقبره وی در شهرستان چابهار قرار دارد.

3-    خاش:

شهرستان خاش با مساحت 21153 کیلومتر مربع 12 درصد خاک بلوچستان را تشکیل داده و تا زاهدان 176 کیلومتر فاصله دارد. دارای  سه بخش مرکزی نوک آباد و ایرندگان می باشد از نقاط شهری آن خاش نوک آباد و ایرندگان هستند. مهمترین دهستانهای آن عبارتند از سنگان نازیل کارواندر افضل آباد کوشه تمندان گوهر شهر ده قلعه و اسکل آباد . جمعیت ان بالغ بر 130000 نفر است که بیش از 40000 نفر آنها در شهر خاش ساکن هستند.خاش خوش آب و هواترین نقطه بلوچستان بوده و زمین های کشاورزی بسیار حاصلخیزی دارد. گرچه تاریخ اسکان مردم در خاش به قبل از اسلام می رسد ولی نقطه شهری خاش در زمان نادر شاه افشار اهمیت بیشتری یافت. وی با انتصاب یکی از بلوچ های با نفوذ منطقه به نام  میر بایی خان که همسرش از  نوادگان فتحعلی شاه قاجاربود  به حکومت خاش راه زنان را سرکوب کرد . میر بایی خان قلعه ای در خاش بنا نمود که مرکز حکومت وی در سرحد گشت و این باعث ترقی شهر خاش گردید. نقاط دیدنی شهر خاش عبارتند از: کوه تفتان یا کوه چهل تن  بزرگترین آتفشان نیمه فعال ایران با ارتفاع 4042 مترکه در فاصله 50 کیلومتری شمال شرق خاش واقع شده است و گاز و بخار از دهانه آن متصاعد می شود که در اطراف دهانه مقادیر زیادی گوگرد وجود دارد و سالانه بیش از 20000 ورزشکار از آن صعود می کنند. دریاچه زیبا و دیدنی سر دریا در بالای قله تفتان قلعه حیدر آباد و کمال آباد و قلعه ناصری مناره مسجد جامع خاش مسجد جامع اهل سنت قبرستان چند هزار ساله هفتاد ملا درخت کهنسال سرو سنگان(میر عمر) درخت کهنسال روستای دهپابید چشمه آبگرم تفتان و دره های سرسبز و زیبای آن چون تمین سنگان تمندان خلبند روپس و.. قلعه میر رضایی در نازیل و نقاط دیدنی بسیار دیگر.

4-  سراوان:

سراوان در شرق و مرکز بلوچستان قرار دارد فاصله آن تا زاهدان بیش از 320 کیلومتر است  و یکی از معروفترین شهر های گذشته منطقه می باشد. این شهرستان دارای سه نقطه شهری 5 بخش و 13 دهستان است. شهرهای آن سراوان جالق و سوران هستند. جمعیت شهر ستان 172149 نفر است که 41177 نفر در خود شهر ساکن هستند. ارتفاع آن از سطح دریا 1180 متر متوسط دمای سالانه 20 درجه متوسط میزان بارندگی 100 میلی متر است. آب و هوای آن بسیار گرم بوده و خاک آن دارای مقدار زیادی رس است که موجب شده تا در گذشته و حال صنعت سفالگری و کاشی تزئینی در روستاهای آن رونق زیادی داشته باشد. از جمله روستاهای پیشرو در سفالگری کلپورگان است که سفال آن به نقلط بسیاری صادر می گردیده است. نقاط باستانی بسیاری در این شهر یافت شده اند از آن جمله خزانه مهتاب کلاتک اپسیچ   روباهک  تپه های باستانی  میر مراد و سید عمر قلعه سب قلعه کنت  روستاهای تاریخی گشت و مدرسه قدیمی آن روستای کوه ون کوهک نقش های بر روی سنگ در دره نگاران و مهرگان کشتگان باغات نخیل و چشمه های زبیای آهوران. یکی از قدیمی ترین نقاط سروان جالق است. جالق محل سکنی اولیه یعقوب لیث و مامن اصلی عیاران همراه وی بوده که قلعه های مربوط به یعقوب لیث و صفاریان در این شهر موجودند.

5-  ایرانشهر:

ایرانشهر قدیمی ترین شهر بلوچستان و بزرگترین شهر منطقه مکران و پایتخت (قدیم) آن بوده است. نام قدیم این شهر پهره بوده که به معنای شهر بزرگ و وسیع می باشد. ارتفاع آن از سطح دریا 556 متر است.متوسط سالانه دما 23 درجه که در تابستان ها به بیش از 40 درجه سانتیگراد می رسد. میزان بارندگی در این شهر118 میلی متر در سال بوده و از نقاط لرزه خیز استان به شمار می آید. این شهرستان دارای دو نقطه  شهری بنامهای ایرانشهر و بمپور 6 بخش و 21 دهستان است. جمعیت شهر ایرانشهر 76959 نفر است و شهرستان ایرانشهر بیش از 296000نفر جمعیت دارد.

- بمپور:

 اين ناحيه در 22 كيلو متري غرب ايرانشهر قرار گرقته است. رود خانه با اهميت بمپوركه ازكوه هاي شمال شرقي ايرانشهر(ايرندگان ودامن) سر چشمه مي گيرد،از جنوب بمپوربه طرف غرب جريان مي يابد ودر انتها به هامون جازموريان میریزد. 

  بمــــــــپور ناحيه ي جلگه اي است كه 510 متر ازسطح در يا ارتفاع دارد و ارتفاعاتي در حدود 1700 متر زمــــينهاي جنوبي آن را پوشانده است. آب و هواي آن به طور كلي گرم و نسبتا مرطوب است که از مراكز عمده‌ صادرات خـــــرما ، تره بار وغلات محسوب مي شود.

  بمپور از چندين آبادي به هم پيوسته تشكيل شده است .از قدمت اين شهر اطلاع دقيقي در دست نيست  و شهرت اين محل به خاطر وجود قلعـه بمپور است كه به عهدساسانيان تعلق دارد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از 10000 نفر است.

نقاط دیدنی ایرانشهر عبارتند از : قلعه ناصری مربوط به زمان قاجاریه قلعه دوست محمد خان کوه بزمان آبگرم بزمان گل مورتی گز شاهان هامون جازموریان تپه های بمپور متعلق به عهد ساسانی قلعه دامن قلعه چهل دختر قلعه اسپیدز محل کشته شدن اشرف افغان در بین راه دلگان و بزمان و باغات و کشتزارهای وسیع این شهر.

 6-  نیکشهر:

این شهر دارای چهار نقطه شهری به نام های  نیکشهر قصرقند ، فنوج و بنت است  فاصله شهر نیکشر با زاهدان680 کیلومتر می باشد . ارتفاع آن 510 متر از سطح دریا و جمعیتش  148901 که  بیش از 10000 نفر آن در خود نیکشهر ساکن هستند یکی از نقاط دیدنی بلوچستان بشمار می آید.  این شهرستان از نظر آب و هوایی گرم وخشک بوده  و دارای درجه حرارت متوسط 25 درجه بالای صفر در روز است  میزان متوسط  بارندگی سالانه در این شهرستان حدود 118 میلیمتر  می باشد  از نقاط دیدنی شهرستان نیکشر می توان از راسک  پیشین قصرقند هیچان و بنت نام برد . قلعه قدیمی نیکشهر قلعه چهل دختران قلعه قدیمی قصرقند درخت انجیر معابد و مکرزن و نپه های ماقبل تاریخ نیک شهر از نقاط به یاد ماندنی آن به شمار می روند.

7- سرباز: سرباز از زیباترین نقاط دیدنی ایران زمین به شمار می رود که در امتداد رود بزرگ سرباز قرار داشته و محصولات ان از خرما گرفته تا برنج دارای تنوع بسیاری است.  رودخانه سرباز زیست گاه یکی از عجیب ترین حیوانات حیات وحش یعنی تمساح پوزه کوتاه است. به گفته کارشناسان این تمساح بازمانده تمساح های مربوط به دوره مزوزوئیک یعنی حدود 225 الی 265 میلیون سال قبل است.  این حیوان در طی 65 میلیون سال گذشته هیچ تغییری در ظاهر نداشته است . تمساح پوزه کوتاه دارای پوزه ای پهن با 19 دندان در بالا و 15 دندان در پایین است. پاها ی تمساح کوتاه و دارای 5 انگشت با ناخن های بلند است.  رنگ آن زیتونی مایل به قهوه ای است. بزرگترین آنها به 5 متر طول هم رسیده است اما به طور نرمال طولی حدود 2 متر دارند. منطقه زیست آنها باهو کلات اکنون به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام گریده است. این تمساحها که در زبان محلی به آنها گاندو گفته می شود بسیار کمرو و ترسو بوده در عین حال بسیار زیرک هستند . معمولا شبها به شکار می روند. غذای اصلی آنها پرندگان و پستانداران حول رودخانه می باشند ولی سابقه حمله به انسانها نیز وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  87/02/02ساعت 7:58  توسط  کسروی  | 

سیستان و بلوچستان

 

سيستان و بلوچستان ديار هنرمندان بي نشان

(برگرفته از سايت سازمان صنايع دستي )

استان سيستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشاير که ايلات بلوچ را تشکيل می دهند و غير ساکن هستند، تقسيم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخير به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسيار زيادی افت کرده است. در نتيجه عوامل مذکور، مردم استان سيستان و بلوچستان، به ناچار به فعاليت های غير کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنايع دستی نيز بيانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ يا گليم و قالی مفهوم می يابند.

جالب اينجاست که فعاليت های صنايع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زيرا زنان بلوچ به علت زندگی بسيار محقرانه خود چندان فعاليت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقايد مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتيجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئين لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدين ترتيب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گليم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه  است، توسط زنان سيستان و بلوچستان انجام می شود.

مهمترين رشته های صنايع دستی رايج در استان عبارتست از:

قالی بافی، گليم بافی، سفالگری، حصير بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آيينه دوزی، پريوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سياه دوزی.

قالی بافی:

شروع قاليبافی در سيستان به دو هزارسال پيش برمی گردد که اقوام سکايی در دشت زرخيز سيستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گليم می بافتند و نمد توليد می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتايی واقع در سيبری، قالی، گليم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوايل دوره اسلامی، سيستان دارای بهترين بافته های ابريشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سيستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازيريک" نشان می دهد که اين قالی توسط اقوام سکايی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستين کسانی بودند که بافته هايی بسيار زيبا از خود به جای گذاشته اند.

طرحهای قالی سيستان شبيه به نقش های ترکمن است و نقش های اصيلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غيره که در اکثر نقاط ايران شناخته شده و در استان های کرمان، خراسان و مازندران مشتری های قديمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی ديگر منتقل شده اند.

قالی بافان سيستانی به واسطه زندگی غير ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغيير يافته است.

گليم بافی:

از ديگر رشته های مهم صنايع دستی که هم در سيستان و هم در بلوچستان رايج است، گليم بافی است. گليم بيشتر توسط زنان چادرنشين که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اوليه گليم بهره می برند.

نقشهای گليم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بيشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مايه تيره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفيد يا زرد به کار می رود.

سوزندوزی:   

بدون ترديد سوزندوزی بلوچ را بايد در زمره يکی از اصيل ترين و جالب ترين رشته های صنايع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از اين خاک نيز رسيده و مردم بسياری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظريف و پر سابقه ای که هيچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ايران شروع شده است. آنچه مسلم است تقريباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آيند.

در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شايد مهمترين وسيله تزئين لباس همين سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسيد از چه زمانی پيراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصيت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی   نمی توانند منشأ آنرا تعيين کنند.

سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکيب رنگ ها، طبيعت رنگين و زيبايی آفريده و جهانی ساخته اند که در انديشه و خيالشان شکل می گرفته است. طبيعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسيم کرده اند، نه  به آن شيوه و شمايلی که وجود دارد.

پيراهن بلوچ با چهار قطعه تزئين يافته است که عبارتست از يک قطعه پيش سينه، دو قطعه سرآستين و قطعه ديگر که در زير پيش سينه به طور عمودی تا پايين پيراهن دوخته می شود و جيب يا در اصطلاح محلی "گوپتان" ناميده می شود.

سوزندوزی بلوچ به صورت پيش سينه، جيب، سرآستين، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، روميزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.

از طرحهای اصيل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مرواريد نام برد.

پريوار دوزی و توردوزی نيز از ديگر انواع رودوزيهای بلوچستان است.

خامه دوزی:

خامه دوزی بسيار شبيه سوزندوزی بلوچ است با اين تفاوت که در آن فقط از نخ سفيد يک رنگ استفاده می شود. اين هنر تنها در روستاهای سيستان رواج دارد.

محصولات خامه دوزی شامل عرقچين، لباس، پيش سينه، جانماز، روميزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهيه می شود.

سياه دوزی:

نوع ديگر سوزندوزی در سيستان، سياه دوزی است که در آن از نخ سياه ابريشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گيرد.

خامه دوزی و سياه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بين اهالی سيستان خريد و  فروش می شود.

سکه دوزی:

تنها مورد ديگر تزئين منازل بلوچ و  خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را يا به ديوار می آويزند و يا جهت تزيين روی رختخواب می اندازند و يا در عروسی ها به گردن شتر می آويزند.

به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بين اهالی بلوچستان ايران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هايی هم در هنرهای دستی ساکنين اين مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبيعی است. بهمين دليل تشابهاتی بين سکه دوزی بلوچ ايران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

سفالگری:

کلپورگان مرکز توليد نوعی سفال در بلوچستان است که در  30 کيلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ايران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر توليد و رنگ به سفالهای ديگر مناطق ايران ندارد.

سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدايی توليد می شود.

در ساخت سفال، مردان فقط وظيفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گيرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گيرد و تراش داده می شود و  با سياه قلم تزيين می شود. نقش ها ساده و هندسی است.

مصنوعات ساخته شده شامل: ديگ، سينی، کوزه، قليان، گلدان، ليوان، قوری، مجسمه حيوانات و ... است.

+ نوشته شده در  87/02/02ساعت 7:56  توسط  کسروی  | 

سکه دوزی بلوچی

 

سكه دوزي

براي مشاهده تمام صفحه تصوير دكمه موشواره را فشار دهيد.
سکه دوزي‌ يکي از هنرهاي دستي بلوچستان است‌ که‌ عموما خانواده‌هاي بلوچ از آن جهت‌تزئين رويه‌ ي رختخواب يا زينت گردن‌ شتر در موقع‌ عروسي‌ استفاده‌ مي‌کنند و اغلب جهت‌زينت اطاق نيز به‌ ديوار مي‌آويزند. هنر سکه دوزي‌ در بلوچستان مانند سوزندوزي‌ داراي‌سابقه يي‌ طولاني‌ است‌ و تقريبا در تمامي‌ مناطق روستائي‌ استان رايج‌ مي‌باشد و توليد و‌عرضه‌ ي آن جنبه محلي دارد و اگر داد و ستدي در اين‌ خصوص صورت‌ بگيرد بيشتر در بين‌خود اهالی است‌. مرغوبيت محصولات سکه دوزي‌ شده بستگي زيادي‌ به‌ مواد اوليه مرغوب‌دارد.

مهمترين‌ موادي‌ که‌ در ساخت‌ محصولات سکه دوزي‌ شده بکار مي‌رود عبارت‌ است‌ از‌پارچه‌ هائي‌ که‌ داراي برق و جلا مي‌باشد (مانند جرسه‌)، دکمه،، آينه، پولک‌، خرمهره و امثال‌آن. در گذشته به‌ دليل هم‌ مرز بودن‌ منطقه با کشورهاي هند و پاکستان، اهالي‌ بلوچستان‌اين‌ نوع مواد اوليه را ابتدا از هندوستان و سپس از پاکستان وارد مي کردند و به‌ همين‌جهت در مورد اصالت‌ اين‌ هنر بومي‌ استان شبه و شک‌ فراواني وجود داشت‌ به‌ طوري‌ که‌‌بعضي از محققين و کارشناسان اين‌ رشته آن را نشات گرفته از هنرهاي دستي هند عنوان‌کرده‌اند در حاليکه به‌ هيچ وجه‌ چنين نيست و سکه دوزي‌ هنري صد در صد بلوچي‌ است‌ و‌داراي اصالت‌ بومي‌ بوده‌ و مختص منطقه ي بلوچستان مي‌باشد و اگر مشابهت هايي بين اين‌‌هنر و انواع آن در کشورهاي همجوار ديده مي‌شود فقط به‌ جهت وجوه اشتراک فراواني‌ است‌ ‌که اهالي‌ بلوچستان ايران با اقوام ساکن‌ در کشورهاي مجاور از نظ‌ر قوميت، نژاد، زبان و‌فرهنگ دارند و لذا وجود اين‌ تشابهات در هنر دستي ساکنين اين‌ مناطق امري طبيعي است‌.‌سکه دوزي‌ها، دو نوع است ‌يکي آنها که‌ براي آويختن ساخته مي شوند و اغلب مجموعه‌ يي‌ از‌اشکال لوزي‌، مربع‌ و مثلث دارند که‌ براي اين‌ کار پارچه‌ را به‌ شکلهاي مورد نظ‌ر انتخاب کرده‌ ‌بنا به‌ سليقه ي خود به‌ طرز بسيار زيبايي‌ روي‌ آن دکمه هاي سفيد مي‌دوزند و در لابلاي‌دکمه هاي دوخته شده آينه هاي کوچک‌ و بزرگ‌ و پولک‌ قرار مي‌دهند. و شکل بديع‌ بوجود‌مي آورند. محصولات توليدي همان گونه‌ که‌ گفته شد بسيار جالب‌ بوده‌ و داراي اصالت‌‌مي باشد و اين‌ همان نوع سکه دوزي‌ هايي‌ است‌ که‌ هم‌ اکنون در اغلب فروشگاههاي سازمان ‌صنايع‌ دستي ايران عرضه‌ شده و به‌ فروش‌ مي ‌رسد. اگر چه‌ در حال حاضر قسمت اعظ‌م‌ مواد ‌اوليه ي مورد نياز اين‌ نوع توليد از داخل‌ کشور تامين مي‌گردد، ولي‌ هنوز قسمتي از مواد‌مورد نياز اين‌ صنعت مانند آينه هاي بزرگ‌ و کوچک‌ و برخي‌ از انواع پولک‌ها به‌ دليل عدم ‌توليد آنها در داخل‌، و فراواني‌ و ارزاني‌ آن در پاکستان به‌ صورت‌ قاچاق از آن کشور وارد‌مي شود.

در سالهاي اخير، سازمان صنايع‌ دستي ايران به‌ دليل نقش اين‌ صنعت در اقتصاد‌ منطقه و قابليتهاي آن در جهت ايجاد درآمد براي زنان و دختران روستايي‌ به‌ آن اهمييت‌بيشتري داده‌ و جهت تشويق‌ روستاييان بلوچ به‌ فعاليت بيشتر‌ در اين‌ رشته، اقدام به‌ خريد توليدات سکه دوزي‌ شده ي صنعتگران استان نموده‌ است‌.‌مهمترين‌ مراکز توليد و عرضه‌ سکه دوزي‌، روستاهاي اسپکه، پيپ، فنوج، چانف‌ و آهوران از ‌توابع‌ شهرستان ايرانشهر است‌ و سازمان صنايع‌ دستي ايران در عين حال بر حسب امکانات‌اقدام به‌ خريد توليدات صنعتگران اين‌ رشته از ديگر نقاط بلوچستان نيز مي ‌کند. در حال‌حاضر مديريت‌ صنايع‌ دستي سيستان و بلوچستان در يک‌ کارگاه در اردوگاه افاغنه ي زاهدان ‌با تامين مواد اوليه مورد نياز صنعتگران، راسا دست‌ به‌ توليد اين‌ نوع کالا زده‌ و با نظ‌ارت‌‌مستمر سعي در بالا بردن‌ کيفيت و ايجاد تنوع در طرحها، با حفظ اصالت‌هاي بومي‌ و فرهنگي ‌منطقه دارد. ‌

نوع ديگر سکه دوزي‌ که‌ توليد آن جهت ارائه‌ به‌ بازار فروش‌ چندان مقرون‌ به‌ صرفه‌ نيست‌و معمولا جز در منازل‌ خود اهالي‌ در جايي‌ ديگر يافت‌ نميشود، نوعي‌ است‌ که‌ بيشتر روي‌‌ رختخواب مي‌اندازند و ساخت‌ آن شکل بخصوصي دارد که‌ بر روي‌ قطعه يي‌ بافته شده از‌پشم به‌ طول تقريبي 3 متر و عرض 50 سانت‌ در متن طرح مورد نظ‌ر دکمه مي ‌دوزند، در‌لابه‌لاي دکمه هاي خر مهره و آينه هاي ريز و درشت‌ را جا داده‌ اطراف آن را مي‌پوشانند. و از‌يک طرف سراسر طول محصول را با منگوله‌ هايي‌ از پشم زينت مي‌دهند. اين‌ سکه دوزي‌ها‌سنتي بوده‌ و تهيه ي آن براي خانواده‌هاي بلوچ هزينه ي بسياري‌ در بر دارد زيرا مواد زينتي‌آن نسبت به‌ آويزهاي ديواري‌ خيلي بيشتر است‌ و گرانتر هم‌ تمام مي ‌شود. مرغوبيت اين‌‌نوع سکه دوزي‌ها بستگي مستقيم با وضع‌ مالي‌ خانواده‌ ي توليد کننده و سليقه ي سازنده‌ دارد و از طرفي‌ دارا بودن‌ تعداد بيشتر سکه در منزل هر فرد نيز معرف وضع‌ مالي‌ خوب آن ‌شخص مي‌باشد.

+ نوشته شده در  87/02/02ساعت 7:51  توسط  کسروی  | 

سوزن دوزی بلوچی

 

سوزندوزي‌ بلوچ‌

براي مشاهده تمام صفحه تصوير دكمه موشواره را فشار دهيد.
بلوچستان، اين‌ خط‌ه‌ ي گسترده‌ و خشک، با مردمان سخت کوش و خستگي ناپذيرش خاستگاه ‌يکي از ظريف‌ترين‌ هنرهاي دستي ايراني‌ نيز هست و آنچه ساکنان اين‌ منطقه از دير باز‌پيشکش ساير هموطنان خود و نيز ساکنان ديگر نقاط جهان کرده‌اند تلفيقي صميمانه‌ از صبر و ‌هنر زنان و دختران هنرمندي است‌ که‌ در هيات سوزندوزي‌ هايي‌ ظريف‌ و جذاب متجلي‌است‌. هنر صنعت ارزنده يي‌ که‌ فقط ميتوان نور چشم زنان بلوچ ناميدش و نه‌ هيچ چيز‌ديگر

بدون‌ ترديد سوزندوزي‌ بلوچ را بايد در زمره يکي از اصيلترين‌ و جالب‌ترين‌ صنايع‌ دستي‌کشور بحساب آورد. اين‌ صنعت که‌ در آن ذوق‌ و خلاقيت زنان سوزندوز بصورت‌ طرحهاي‌سنتي محلي که‌ بيانگر خصوصيات و ويژگيهاي هر منطقه است‌ خلاصه ميگردد، امروزه‌ در‌ميان صنايع‌ هنري و سنتي کشور مرتبه و مقام بسيار والايي‌ دارد.

در مناطق شهري و روستائي‌ بلوچستان کمتر زن‌ يا دختري را ميتوان يافت‌ که‌ با اين‌ هنر‌اصيل و ارزنده آشنائي‌ نداشته باشد و اصولا سوزندوزي‌ آنچنان با زندگي‌ زن‌ بلوچ آميختگي ‌يافته که‌ وقتي درصدد يافتن منشا و مبدا آن برآئيم در اين‌ کار توفيقي چندان نخواهيم‌يافت‌ زيرا هر دختر بلوچ از سنين کودکي‌، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به‌ خانه‌ داري‌‌موظف به‌ فرا گرفتن سوزندوزي‌ نيز هست و بسبب دخالتي که‌ سليقه هاي گوناگون در تهيه‌ي نوارهاي سوزندوزي‌ دارد ميتوان طرحها و نقشهاي متنوع و اصيل سوزندوزي‌ را در‌منطقه ي بلوچستان مشاهده نمود. بر اين‌ اساس ميتوان به‌ جرات گفت تقريبا تمام دختران‌و زنان بلوچ که‌ در فاصله سني 10 تا 45 سالگي قرار دارند با سوزندوزي‌ آشنايند.‌

شناخت‌ اين‌ هنر ارزنده توسط‌ ساکنان ساير شهرها با افزايش‌ تقاضا براي محصولات‌سوزندوزي‌ و ازدياد توليد در مناطق مختلف مقارن‌ بوده‌ است‌ و از اين‌ رو انواع روميزي،‌کوسن‌، سفره، آباژور، پرده‌ و غيره نيز توسط‌ سوزندوزان توليد ميشود.‌

مهمترين‌ مراکز توليد سوزندوزي‌ عبارت‌ است‌ از: اسپکه، هريدک، کوپچ‌، پيپ، مته سنگ،‌چانف‌، مهنت، ايرندگان، قاسم‌ آباد، گشت، سوران، کله گان، بمپور، اسماعيل آباد و زاهدان.‌

در سوزندوزي‌ به‌ بيش از دو نوع ماده‌ اوليه نيازي‌ نيست: نخ‌ و پارچه‌ سوزندوزان بر حسب‌امکانات و سليقه از نخ‌ دمسه (D.M.C.) يا از نخهاي پاکستاني‌ استفاده‌ ميکنند.‌

پارچه‌ هائيکه روي‌ آن سوزندوزي‌ انجام ميگيرد يا پارچه‌ پنبه يي‌ پاکستاني‌ است‌ که‌ نازک‌ و‌ريز باف بوده‌ و براي محصولات پر کار در قطعات کوچک‌ مورد استفاده‌ قرار ميگيرد و يا پارچه‌ ‌ي گاندي ايراني‌ است‌ که‌ معمولا به‌ عرض 120 سانتيمتر در بازار زاهدان بافت‌ ميشود.‌ معمولا سوزندوزان مستقلا به‌ تهيه ي محصول مي‌پردازند و در صورت‌ کار گروهي‌ پس‌ از‌پياده‌ کردن‌ طرح کلي، هرزن‌ يا دختر سوزن‌ دوز يک‌ رنگ‌ را تماما سوزندوزي‌ مي‌نمايد و براي ‌قسمت بعدي و استفاده‌ از رنگ‌ ديگر در توليد محصول آنرا به‌ هنرمند بعدي سپرده‌ و اين‌‌عمل تا خاتمه ي کار و تکميل محصول ادامه‌ مييابد. براثر اقداماتي‌ که‌ توسط‌ سازمان صنايع‌‌دستي ايران بمنظور شناساندن و معرفي‌ محصولات سوزندوزي‌ بلوچ بعمل آمده، عرضه‌ ي‌فرآورده‌هاي توليدي در منطقه ي مذکور از محدوده‌ ي اين‌ استان پاي فراتر نهاده‌ و آوازه‌ ي‌نقشهاي اصيل و زيباي آن تا خارج‌ از کشور و اقصي نقاط عالم‌ راه يافته و با استقبال فوق‌العاده‌ ي علاقمندان به‌ محصولات هنري و سنتي ايران روبرو گرديده و در حال حاضر همه‌ساله‌ مقاديري از نمونه‌هاي جالب‌ و ارزنده ي اينگونه‌ محصولات به‌ ممالک‌ مختلف جهان صادر‌ميشود.‌

+ نوشته شده در  87/02/02ساعت 7:46  توسط  کسروی  | 

سکه دوزی بلوچی

سکه دوزي‌ بلوچ‌
سکه دوزي‌ يکي از هنرهاي دستي بلوچستان است‌ که‌ عموما خانواده‌هاي بلوچ از آن جهت‌تزئين رويه‌ ي رختخواب يا زينت گردن‌ شتر در موقع‌ عروسي‌ استفاده‌ مي‌کنند و اغلب جهت‌زينت اطاق نيز به‌ ديوار مي‌آويزند. هنر سکه دوزي‌ در بلوچستان مانند سوزندوزي‌ داراي‌سابقه يي‌ طولاني‌ است‌ و تقريبا در تمامي‌ مناطق روستائي‌ استان رايج‌ مي‌باشد و توليد و‌عرضه‌ ي آن جنبه محلي دارد و اگر داد و ستدي در اين‌ خصوص صورت‌ بگيرد بيشتر در بين‌خود اهالي‌ است‌. مرغوبيت محصولات سکه دوزي‌ شده بستگي زيادي‌ به‌ مواد اوليه مرغوب‌دارد. مهمترين‌ موادي‌ که‌ در ساخت‌ محصولات سکه دوزي‌ شده بکار مي‌رود عبارت‌ است‌ از‌پارچه‌ هائي‌ که‌ داراي برق و جلا مي‌باشد (مانند جرسه‌)، دکمه،، آينه، پولک‌، خرمهره و امثال‌آن. در گذشته به‌ دليل هم‌ مرز بودن‌ منطقه با کشورهاي هند و پاکستان، اهالي‌ بلوچستان‌اين‌ نوع مواد اوليه را ابتدا از هندوستان و سپس از پاکستان وارد مي‌کردند و به‌ همين‌جهت در مورد اصالت‌ اين‌ هنر بومي‌ استان شبه و شک‌ فراواني‌ وجود داشت‌ به‌ طوري‌ که‌‌بعضي از محققين و کارشناسان اين‌ رشته آن را نشات گرفته از هنرهاي دستي هند عنوان‌کرده‌اند در حاليکه به‌ هيچ وجه‌ چنين نيست و سکه دوزي‌ هنري صد در صد بلوچي‌ است‌ و‌داراي اصالت‌ بومي‌ بوده‌ و مختص منطقه ي بلوچستان مي‌باشد و اگر مشابهت هائي‌ بين اين‌‌هنر و انواع آن در کشورهاي همجوار ديده مي‌شود فقط به‌ جهت وجوه اشتراک فراواني‌ است‌ ‌که اهالي‌ بلوچستان ايران با اقوام ساکن‌ در کشورهاي مجاور از نظ‌ر قوميت، نژاد، زبان و‌فرهنگ دارند و لذا وجود اين‌ تشابهات در هنر دستي ساکنين اين‌ مناطق امري طبيعي است‌.‌سکه دوزي‌ها، دو نوع است‌ يکي آنها که‌ براي آويختن ساخته مي‌شوند و اغلب مجموعه‌ يي‌ از‌اشکال لوزي‌، مربع‌ و مثلث دارند که‌ براي اين‌ کار پارچه‌ را به‌ شکلهاي مورد نظ‌ر انتخاب کرده‌ ‌بنا به‌ سليقه ي خود به‌ طرز بسيار زيبايي‌ روي‌ آن دکمه هاي سفيد مي‌دوزند و در لابلاي‌دکمه هاي دوخته شده آينه هاي کوچک‌ و بزرگ‌ و پولک‌ قرار مي‌دهند. و شکل بديع‌ بوجود‌ميآورند. محصولات توليدي همان گونه‌ که‌ گفته شد بسيار جالب‌ بوده‌ و داراي اصالت‌‌ميباشد و اين‌ همان نوع سکه دوزي‌ هايي‌ است‌ که‌ هم‌ اکنون در اغلب فروشگاههاي سازمان ‌صنايع‌ دستي ايران عرضه‌ شده و به‌ فروش‌ مي‌رسد. اگر چه‌ در حال حاضر قسمت اعظ‌م‌ مواد ‌اوليه ي مورد نياز اين‌ نوع توليد از داخل‌ کشور تامين مي‌گردد، ولي‌ هنوز قسمتي از مواد‌مورد نياز اين‌ صنعت مانند آينه هاي بزرگ‌ و کوچک‌ و برخي‌ از انواع پولک‌ها به‌ دليل عدم‌توليد آنها در داخل‌، و فراواني‌ و ارزاني‌ آن در پاکستان به‌ صورت‌ قاچاق از آن کشور وارد‌ميشود. در سالهاي اخير، سازمان صنايع‌ دستي ايران به‌ دليل نقش اين‌ صنعت در اقتصاد‌منطقه و قابليتهاي آن در جهت ايجاد درآمد براي زنان و دختران روستائي‌ به‌ آن اهميت‌بيشتري داده‌ و جهت تشويق‌ روستائيان بلوچ به‌ فعاليت بيشتر‌
در اين‌ رشته، اقدام به‌ خريد توليدات سکه دوزي‌ شده ي صنعتگران استان نموده‌ است‌.‌مهمترين‌ مراکز توليد و عرضه‌ سکه دوزي‌، روستاهاي اسکپه، پيپ، فنوج، چانف‌ و آهوران از ‌توابع‌ شهرستان ايرانشهر است‌ و سازمان صنايع‌ دستي ايران در عين حال بر حسب امکانات‌اقدام به‌ خريد توليدات صنعتگران اين‌ رشته از ديگر نقاط بلوچستان نيز مي‌کند. در حال‌حاضر مديريت‌ صنايع‌ دستي سيستان و بلوچستان در يک‌ کارگاه در اردوگاه افاغنه ي زاهدان ‌با تامين مواد اوليه مورد نياز صنعتگران، راسا دست‌ به‌ توليد اين‌ نوع کالا زده‌ و با نظ‌ارت‌‌مستمر سعي در بالا بردن‌ کيفيت و ايجاد تنوع در طرحها، با حفظ اصالت‌هاي بومي‌ و فرهنگي‌منطقه دارد. ‌
نوع ديگر سکه دوزي‌ که‌ توليد آن جهت ارائه‌ به‌ بازار فروش‌ چندان مقرون‌ به‌ صرفه‌ نيست‌و معمولا جز در منازل‌ خود اهالي‌ در جائي‌ ديگر يافت‌ نميشود، نوعي‌ است‌ که‌ بيشتر روي‌‌رختخواب مي‌اندازند و ساخت‌ آن شکل بخصوصي دارد که‌ بر روي‌ قطعه يي‌ بافته شده از‌پشم به‌ طول تقريبي 3 متر و عرض 50 سانت‌ در متن طرح مورد نظ‌ر دکمه مي‌دوزند، در‌لابه‌لاي دکمه هاي خر مهره و آينه هاي ريز و درشت‌ را جا داده‌ اطراف آن را مي‌پوشانند. و از‌يک طرف سراسر طول محصول را با منگوله‌ هايي‌ از پشم زينت مي‌دهند. اين‌ سکه دوزي‌ها‌سنتي بوده‌ و تهيه ي آن براي خانواده‌هاي بلوچ هزينه ي بسياري‌ در بر دارد زيرا مواد زينتي‌آن نسبت به‌ آويزهاي ديواري‌ خيلي بيشتر است‌ و گرانتر هم‌ تمام مي‌شود. مرغوبيت اين‌‌نوع سکه دوزي‌ها بستگي مستقيم با وضع‌ مالي‌ خانواده‌ ي توليد کننده و سليقه ي سازنده‌دارد و از طرفي‌ دارا بودن‌ تعداد بيشتر سکه در منزل هر فرد نيز معرف وضع‌ مالي‌ خوب آن ‌شخص مي‌باشد.‌
+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:59  توسط  کسروی  | 

استان سیستان و بلوچستان





سیستان و بلوچستان



img/daneshnameh_up/f/fc/Sistan.jpg
موقعیت جغرافیایی استان سیستان و بلوچستان



استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 187502 کیلومتر مربع ، در جنوب شرقی ایران و در مختصات جغرافیایی بیست و پنج درجه و سه دقیقه تا سی و یک درجه و بیست و هشت دقیقه عرض شمالی و پنجاه و هشت درجه و چهل و هفت دقیقه تا شصت و سه درجه و نوزده دقیقه طول شرقی واقع شده است. این استان پهناور در سمت شرق با کشور پاکستان 900 کیلومتر و با کشور افغانستان 300 کیلومتر مرز مشترک دارد؛ در قسمت جنوب با دریای عمان به طول تقریبی 270 کیلومتر مرز آبی دارد و از قسمت شمال و شمال غرب با استان خراسان به طول 190 کیلومتر و در قسمت غرب با استان کرمان به طول 580 کیلومتر و با استان هرمزگان به طول 165کیلومتر همجوار است. این استان از دو ناحیه سیستان و بلوچستان تشکیل یافته است که از لحاظ طبیعی با یکدیگر کاملاً متفاوتند. ناحیه سیستان هشت هزار و صد و هفده کیلومتر مربع ، در قسمت شمالی این استان قرار دارد و حوزه مسطح و مسدودی است که از آبرفتهای دلتای قدیمی و فعلی رود هیرمند تشکیل شده است. ناحیه بلوچستان به مساحت صدو هفتاد و نه هزار و سیصد و هشتاد و پنج کیلومتر مربع منطقه وسیع کوهستانی است که حد شمالی آن کویر لوت و حد جنوبی آن دریای عمان است.مرزهای طولانی آبی و خشکی استان با کشورهای افغانستان ، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس ، موقعیت ویژهای را به آن بخشیده و سبب ایجاد شرایطی خاص شده است. چندگانگی و تنوع مذهبی، گویشهای مختلف و نمود تعلقات قومی و قبیلهای از دیگر ویژگیهای اجتماعی این استان است. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری استان سیستان و بلوچستان سال هزار و سیصد و هفتاد و پنج دارای هفت شهرستان، بیست و نه بخش، شانزده شهر، نود و دو دهستان و شش هزار و سی و هشت آبادی دارای سکنه بوده است. شهرستانهای آن عبارتند از: ایرانشهر، چابهار،خاش،زابل، زاهدان، سراوان و نیک شهر.


جغرافیای طبیعی و اقلیم استان



در مطالعات زمینشناسی، منطقه شرق ایران را معمولاً به عنوان یک واحد مستقل بررسی میکنند. این منطقه در اواخر دوران سوم زمینشناسی در اثر جنبشهای کوهزایی از دریا جدا شده و در آن ابتدا رسوبات آهکی از نوع دریایی و سپس رسوباتی با مواد نسبتاً درشت و نرمروی هم انباشته شده است. قسمت جنوبی استان (مکران) یکی از مناطق در حال فرونشستن تدریجی است و دلیل آن نیز ضخامت زیاد رسوبات ماسهای دوران سوم است که عمق آن به بیش از یک کیلومتر میرسد. بر همین اساس پوسته اقیانوس هند با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو میرود که یکی از علتهای بوجود آمدن گل فشانها و چشمه های آب معدنی فراوان در این منطقه است. ارتفاعات استان سیستان و بلوچستان به دوران سوم و دوم زمینشناسی تعلق دارد و سنگهای آن اغلب آهکی و گچی است. به عقیده زمینشناسان، بعضی کوههای این استان (مانند آتشفشان تفتان) به اواخر دوران سوم و اوایل دوران چهارم تعلق دارند. ارتفاعات سیستان و بلوچستان، جزو رشته کوههای مرکزی ایران و شامل ناهمواریهای شرق چاله لوت و ارتفاعات دیواره شرقی و جنوبی چاله جازموریان است. این ارتفاعات در همه جا پیوسته نیستند، به طوری که حوضه های پستی در فواصل این ارتفاعات پدید آمده اند. پهنای کوهستانها از شمال به جنوب افزایش مییابد و در فاصله ایرانشهر- کوهک به بیشترین حد خود میرسد. این ناهمواریها مشتمل بر کوه های سیستان و کوههای بلوچستان است. منطقه سیستان و بلوچستان با توجه به موقعیت جغرافیایی، از یک طرف تحت تأثیر جریانهای جوی متعدد مانند: جریان بادی شبه قاره هند و به تبع آن بارانهای موسمی اقیانوس هند است و از طرف دیگر تحت تأثیر فشار زیاد عرضهای متوسط قرار دارد که گرمای شدید مهمترین پدیده مشهود اقلیمی آن است. در وضعیت هواشناسی این منطقه بادهای شدید موسمی، طوفان شن، رگبارهای سیلآسا، رطوبت زیاد و مه صبحگاهی پدیدهای قابل توجه است. این استان تابستانهای گرم و طولانی و زمستانهای کوتاه دارد. از آنجا که حداقل دما ندرتاً به صفر درجه سانتیگراد میرسد، رویش گیاه در اراضی آبی تقریباً در تمام طول سال ادامه دارد. عمده بارندگی در زمستان صورت میگیرد. این ناحیه دو فصل متمایز زمستان با درجه حرارت معتدل و خنک در ماههای آذر، دی و بهمن و تابستان گرم در بقیه فصلهای سال دارد. در تمام شهرهای استان حداکثر دمای سالانه، بالای چهل درجه سانتیگراد گزارش شده است. این مقدار در ماه تیر، در ایرانشهر به پنجاه و یک درجه بالای صفر میرسد. کمترین حد دمای استان در ماههای آذر و دی ثبت شده است. میانگین حداقل دمای سردترین ماه سال بین حدود دوازده تا سیزده درجه سانتیگراد متغیر است. سردترین شهر استان، زاهدان و گرمترین شهر آن ایرانشهر است. اختلاف و نوسان دمای بین زمستان و تابستان و حتی در یک شبانه روز بسیار بالا است، ولی حداقل مطلق دما به ندرت به صفر درجه میرسد نواحی ساحلی دریای عمان به علت رطوبت ناشی از مجاورت با دریا، تا حدودی از این امر مستثنی است و آب و هوای گرم آن با رطوبت بیشتری همراه است.

به علت بالا بودن متوسط دما و وزش بادهای موسمی، میزان تبخیر در این استان زیاد است و به طور متوسط چهار میلیمتر در روز گزارش شده است بارندگی عمدتاً در ماههای زمستان صورت میگیرد. به طور متوسط در هفت ماه از سال در این ناحیه اثری از باران مشاهده نمیشود. میزان بارندگی از طرف شرق به غرب استان افزایش مییابد. متوسط سالیانه بارندگی آن حدود هفتاد میلیمتر و بسیار نامنظم است. بیشترین نزولات جوی، در شهرستانهای خاش و زاهدان و متوسط سالانه آن صدو بیست میلیمتر است. کمترین مقدار بارندگی در شهرستان زابل روی میدهد و متوسط سالانه آن پنجاه و یک میلیمتر است میزان متوسط رطوبت نسبی در سواحل دریای عمان، حدود هفتاد تا هشتاد درصد در دی ماه است. در تابستان مقدار رطوبت نسبی کاهش مییابد، ولی کرانه های غربی بلوچستان به علت نزدیکی به اقیانوس هند در تابستان نیز رطوبت نسبتاً بالایی دارد.

صنایع دستی

استان سیستان و بلوچستان دارای آب و هوای خشک و گرم است و مردم آن به دو دسته ساکن و عشایر که ایلات بلوچ را تشکیل می دهند و غیر ساکن هستند، تقسیم می شوند.

اصولاً منبع اصلی درآمد برای بلوچ های ساکن، کشاورزی و برای بلوچ های متحرک، دام پروری است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت خشکی فراوان، کشاورزی و دامپروری تا حد بسیار زیادی افت کرده است. در نتیجه عوامل مذکور، مردم استان سیستان و بلوچستان، به ناچار به فعالیت های غیر کشاورزی روی آورده اند و سعی کرده اند با توسل به فرآورده های مذکور، زندگی خود را سرو سامان بخشند، بجز ترانه ها و نغمه ها، صنایع دستی نیز بیانگر چهره ای از زندگی مردمان بلوچ است که در رنگها و نقش های سوزندوزی بلوچ یا گلیم و قالی مفهوم می یابند.

جالب اینجاست که فعالیت های صنایع دستی به طور سنتی در استان مذکور توسط زنان انجام می شود زیرا زنان بلوچ به علت زندگی بسیار محقرانه خود چندان فعالیت خانه داری ندارند. به واسطه سنت ها و عقاید مردان، در خارج از خانه هم نمی توانند کار کنند، در نتیجه هر زن و دختر بلونچ از هفت سالگی و به بهانه تزئین لباس خود، سوزندوزی بلوچ را می آموزد و بدین ترتیب به معاش خانوانده کمک می کند، سفالسازی، قالی و گلیم بافی و حتی نمد مالی که کاری سخت و مردانه است، توسط زنان سیستان و بلوچستان انجام می شود.

مهمترین رشته های صنایع دستی رایج در استان عبارتست از:

قالی بافی، گلیم بافی، سفالگری، حصیر بافی، پرده بافی، چادر بافی، نمدمالی، خراطی و سوزندوزی بلوچ، سکه دوزی و آیینه دوزی، پریوار دوزی، توردوزی، خامه دوزی و سیاه دوزی.

قالی بافی:

شروع قالیبافی در سیستان به دو هزارسال پیش برمی گردد که اقوام سکایی در دشت زرخیز سیستان ساکن شده و به کشاورزی پرداختند و بافندگی خود را همچنان حفظ کردند. قوم مذکور در قرن پنجم ق.م. قالی و گلیم می بافتند و نمد تولید می کردند و از گورهای آنان در شمال آلتایی واقع در سیبری، قالی، گلیم و نمد به دست آمده است.

در نوشته های اوایل دوره اسلامی، سیستان دارای بهترین بافته های ابریشمی و پشمی بوده است. شهرت بافته های سیستان در آغاز دوره اسلام نشان از سابقه طولانی و درخشان قالی بافی در منطقه دارد. کشف "قالی پازیریک" نشان می دهد که این قالی توسط اقوام سکایی بافته شده است و به جرأت می توان گفت سکاها نخستین کسانی بودند که بافته هایی بسیار زیبا از خود به جای گذاشته اند.

طرحهای قالی سیستان شبیه به نقش های ترکمن است و نقش های اصیلی چون بلوچی، مددخانی، فتح اللهی و غیره که در اکثر نقاط ایران شناخته شده و در استان های کرمان ، خراسان و مازندران مشتری های قدیمی دارند. طرحهای مذکور بدون داشتن طراح و نقاش، به صورت ذهنی از نسلی به نسلی دیگر منتقل شده اند.

قالی بافان سیستانی به واسطه زندگی غیر ساکن از دارهای افقی استفاده می کردند ولی در حال حاضر دارهای آنان به دارهای عمودی تغییر یافته است.

گلیم بافی:

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که هم در سیستان و هم در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.
نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

سوزندوزی:

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.
در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.
سوزندوزان بلوچ با نقش گل ها و بوته ها و ترکیب رنگ ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته اند ترسیم کرده اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد.
پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می شود.
سوزندوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می شود.
از طرحهای اصیل مورد استفاده در سوزندوزی بلوچ می توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد.
پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

خامه دوزی:

خامه دوزی بسیار شبیه سوزندوزی بلوچ است با این تفاوت که در آن فقط از نخ سفید یک رنگ استفاده می شود. این هنر تنها در روستاهای سیستان رواج دارد.
محصولات خامه دوزی شامل عرقچین، لباس، پیش سینه، جانماز، رومیزی و ... است، که اکثراً برای افراد مسن خاص تهیه می شود.

سیاه دوزی:

نوع دیگر سوزندوزی در سیستان، سیاه دوزی است که در آن از نخ سیاه ابریشم استفاده می شود و روی لباس مورد استفاده قرار می گیرد.
خامه دوزی و سیاه دوزی تنها جنبه خود مصرفی داشته و فقط بین اهالی سیستان خرید و فروش می شود.

سکه دوزی:

تنها مورد دیگر تزئین منازل بلوچ و خانواده های بلوچ پس از سوزندوزی، سکه دوزی بلوچ است. سکه دوزی را یا به دیوار می آویزند و یا جهت تزیین روی رختخواب می اندازند و یا در عروسی ها به گردن شتر می آویزند.
به جهت وجوه اشتراک فراوانی که بین اهالی بلوچستان ایران با اقوام ساکن در کشورهای مجاور منطقه از نظر قومی، نژاد، زبان و فرهنگ وجود دارد، مشابهت هایی هم در هنرهای دستی ساکنین این مناطق وجود دارد که امری کاملاً طبیعی است. بهمین دلیل تشابهاتی بین سکه دوزی بلوچ ایران با محصولات هند و پاکستان وجود دارد.

سفالگری:

کلپورگان مرکز تولید نوعی سفال در بلوچستان است که در 30 کیلومتری شهرستان سراوان واقع شده و نوع خاص سفال کلپورگان در ایران کاملاً مشخص است و شباهتی از نظر تولید و رنگ به سفالهای دیگر مناطق ایران ندارد.
سفال کلپورگان توسط زنان بلوچ و به صورت کاملاً ابتدایی تولید می شود.
در ساخت سفال، مردان فقط وظیفه حمل خاک از تپه تا محل سفالگری و آماده کردن گل را به عهده دارند و تمامی مراحل ساخت همانطور که گفته شد توسط زنان انجام می گیرد. گل با دست زنان سفال ساز شکل می گیرد و تراش داده می شود و با سیاه قلم تزیین می شود. نقش ها ساده و هندسی است.
مصنوعات ساخته شده شامل: دیگ، سینی، کوزه، قلیان، گلدان، لیوان، قوری، مجسمه حیوانات و ... است.


شهرستانها:


1-چابهار
2-ایرانشهر
3-خاش
4-نیک شهر
5-سراوان
6-زابل
7-زاهدان


بناهای یادبود تاریخی :



1-شهر سوخته ـ زابل
2-قلعه چهل دختران ، نیک شهر
3-قلعه قدیم ایران شهر ، ایرانشهر
4-آتشکده کارکوی ، زابل
5-قلعه تیمور ، زاهدان


بناهای یادبود مذهبی:


1-امامزاده غلام رسولی ، چاه بهار
2-مسجد شاه علی ، زابل


جاذبه های طبیعی :


1-دشت لوت ، زاهدان
2-دریاچه هامون ، زابل
3-سواحل خلیج فارس و دریای عمان ، چاه بهار
4-قله تفتان ، خاش


فرهنگ و هنر :


1-صنایع دستی
2-موزه زاهدان ، زاهدان

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:58  توسط  کسروی  | 

تاریخچه سیستان و بلوچستان

پیشینه تاریخی استان سیستان و بلوچستان


سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده‌است.

سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده‌اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی « سکا» اخذ شده‌است. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند. «نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکان فتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هریک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند.

بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل می‌دهد، در قدیمی‌ترین اسناد تاریخی به اسم «مکا» مشهور بوده و در نوشته‌های هرودت تاریخ نگار یونانی از آن به عنوان «گدروزیا» یاد شده‌است.به دنبال سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی (۲۳۰ پ- م) وی مسیر بازگشت خود از هند را «گدروزیا» انتخاب کرده‌است. پس از ساسانیان توسط اعراب مسلمان، در زمان خلیفه دوم، اکثر مردم این سرزمین بلافاصله به اسلام گرویدند.از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب می‌شد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالت‌ها و ولایت‌های کشور حکومت خان خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ ه.ش پس از شکست دوست‌محمدخان بارکزائی قدرت حکومت مرکزی در این خطه تثبیت شد.

بر گرفته از سایت میراث فرهنگی سیستان و بلوچستان

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:48  توسط  کسروی  | 

صنایع دستی استان سیستان و بلوچستان

معرفي رشته‌هاي صنايع دستي بومي

معرفي رشته‌هاي صنايع دستي بومي
استان سيستان و بلوچستان

                                                                                                                    

*معرفي رشته‌هاي صنايع دستي رايج در شهرستانهاي
 استان سيستان و بلوچستان

 

1. سوزن‌دوزي بلوچ: سوزن‌دوزي عبارتست از كارهاي دست‌دوزي كه تنها با مدد دستان توانا و فكر خلاق هنرمندان بر عرصة پارچه جاودان مي‌گردد، و آنچه برجاي مي‌ماند تنها حاصل ذوق، سليقه، ابتكار و استعداد قابل تحسين هنرمندان اين وادي است اين هنر در بلوچستان پيشينه‌اي دراز دارد و مي‌توان آن را عصارة درد و دلهاي زنانه و بازتاب خاطرات تلخ و شيرين قومي در طول تاريخ برشمرد كه خود آميزه‌اي ذهني از آهنگ و ريتم حركت دستها گرديده است و منجر به پديد آمدن آثاري جاودان و جاودانه بر تار و پودي سرد و بي‌روح مي‌گردد.
انواع محصولات سوزن‌دوزي عبارتند از: روميزي، سجاده، كوسن، روتختي، جانماز، سفره عقد، پرده، آباژور، اشارپ، پشتي و ...


از جمله عمده‌ترين مراكز سوزن‌دوزي استان مي‌توان به: اسپكه، بمپور، نكوچ در ايرانشهر، پيپ، مته سنگ، چانف در نيكشهر، روستاهاي ايرندگان و مارندگان در خاش، جالق، سوران، گُشت، كله‌گان در سراوان و همچنين در شهرستان زاهدان اشاره نمود.

 

 

 

2. خامه‌دوزي سيستان (خامك‌دوزي): اين نوع سوزن‌دوزي، خاص منطقه سيستان است كه نقوش آن توسط نخ ابريشمي يا پنبه‌اي كه معمولاً به رنگ سفيد است بر روي پارچة پنبه‌اي يا كتاني دوخته مي‌شود. نقوش با توجه به نوع دوختشان حالت برجسته‌اي بر روي پارچه دارند كه اين حالت موجب زيبايي پارچه مي‌گردد. كاربرد خامه‌دوزي بر روي لباس، جانماز، روميزي، كوسن و عرقچين مي‌باشد.



  

 

3. سكه‌دوزي: در گذشته‌اي نه چندان دور هنر سكه‌دوزي در خانواده بلوچ نقش صندوق پس‌انداز را داشته است به اين صورت كه زنان هنرمند بلوچ در مواقع گشاده‌دستي و رفاه، مازاد درآمد خانواده را تبديل به سكه كرده و از آن در سكه‌دوزي استفاده مي‌نمودند و در مواقعي كه خانواده دچار تنگدستي مي‌شده از سكه‌هاي پس‌انداز شده، كمك مي‌گرفتند.  امروزه اين هنر، به عنوان تزئين روية رختخواب  پيچ و تزئينات ديواركوب توليد و به بازار عرضه مي‌شود.


 

 

4. سفال: سفالگري هنر و صنعت ظريف و حساسي است كه از شرق سرچشمه مي‌گيرد و آميزه‌اي از دقت نظر و تيزبيني و زيبايي پرستي شرقي. سفالگري را مي‌توان نخستين هنر سنتي نام برد كه از نياكان و ادوار گذشته به ارث رسيده است با توجه به ظروف سفالين كشف شده در نواحي دهانه غلامان و روستاي دامن مي‌توان قدمت سفال را در اين منطقه 2 هزار سال قبل از ميلاد رقم زد.

زنان بلوچ با استفاده از خاك رس اطراف محل سكونتشان به ساخت ظروف مي‌پردازند و براي زيبايي آن نقوشي را كه سينه به سينه از مادر به فرزند رسيده مزين مي‌كنند پس از پخت ظروف سفالين به دليل نوع خاك بكار رفته در ساختشان بعد از پخت به رنگ قرمز در مي‌آيند كه خصوصيات فوق اين نوع سفال را از ساير سفالهاي مناطق ديگر ايران متمايز كرده است ساخت سفال در حال حاضر در مناطق كلپورگان سراوان و روستاي كوهك، سرباز، بصورت فعال و در مناطق هولنچكان، گلك، شاهي گور به صورت نيمه‌فعال است. از محصولات توليد شده توسط زنان بلوچ مي‌توان به كوزه، چليم، بشقاب، كاسه، قندان، سيني، گلدان، قوري، اسپند دودكن، خميردان، سرخميردان و ... اشاره نمود.


 

 

5. حصيربافي: حصيربافي در منطقه سيستان با گويش خولك‌بافي و در منطقه بلوچستان بلا گويش تگرد تلفظ مي‌شود. كه از نظر نوع مواد اوليه با هم تفاوت زيادي دارند. خولك‌بافي از ساقه‌هاي ني و تگرد از برگ درختان خرماي وحشي (داز) بافته مي‌شود. محصولات توليدي حصيربافي سيستان عبارتند از: پرده، سايه‌بان و مصارف دكوراتيو نيز دارند و از محصولات توليدي حصيربافي در مناطق بلوچستان مي‌توان به روپگ (جارو)، پَروند، سواس (نوعي كفش)، سمان (زيرانداز)، سفت ـ محلي (جانماز)، كچو (خورجين)، كپات (سبد كوچك) و ... اشاره نمود.

مهمترين مناطق توليد حصيربافي سيستان در شهرستان زابل و توابع آن مي‌باشد و از مناطق توليدي حصيربافي بلوچستان مي‌توان به نيكشهر، سراوان و سرباز اشاره نمود.


 

 

6. زيورآلات سنتي: طلا فلزي جاودان و درخشنده است كه اهميت زيادي را در زندگي تاريخ بشر داشته است وجود كوره‌هاي ذوب فلز در اين منطقه كه شايد قديمي‌ترين كوره‌هاي فلز در جهان باشد نشان از قدمت هنر فلزسازي در اين منطقه مي‌باشد زيورآلات سنتي اغلب براي خودآرايي و گاه ريشه‌هاي مذهبي نيز دارد تاريخچة بيشتر نگاره‌ها و نقشها و روشهاي تزئيني زيورآلات به روزگاران باستان  برمي‌گردد.
هنر زيورآلات سنتي در اين منطقه آميزه‌اي از هنر ميناكاري، مرصع‌كاري، مشبك‌كاري، منبت‌كاري و كنده‌كاري است. اين هنر داراي تنوع محصولاتي است كه مي‌توان به دُر (گوشواره)، سينه‌ريز، پاورنج، چوري (النگو)، سربند، گردن‌بند، كپگو اشاره نمود.


 

7. گليم‌بافي: در گذشته مردمان اين منطقه نيز مانند ساير اقوام كوچ‌رو در چادر زندگي مي‌كردند و از گليم به عنوان زيرانداز، نازبالش، كيسه‌هاي نمك و سفره استفاده مي‌شد و براي تزئين آن از خرمهره و سكه بهره مي‌گرفتند. طرح گليم های‌بافته شده استان به صورت راه‌راه و نقوش بكار رفته ذهني و برگرفته از محيط اطرافشان است. زنان سيستاني و بلوچستاني محيط پيرامونشان را مي‌نگرند و در ذهن بصورت انتزاعي در مي‌آورند و بر روي زمينه گليم نقش مي‌زنند. رنگ‌بندي تيره گليم اين منطقه را از ساير گليم‌هاي مناطق ديگر متمايز مي‌كند.


 

 

8. قالي‌بافي: قالي و قاليچه‌هاي سيستان داراي يكي از اصيل‌ترين انواع قالي در كشور ماست. اين هنر ـ صنعت مرهون كوشش و روحيه شاد و پُر توان زن سيستاني بوده است. زيراندازهاي سيستاني به سه نوع تقسيم مي‌شوند:
 الف: تاريخي يا كهن

 ب: مياني         

ج: نو.

الف: تاريخي يا كهن: سنت قالي كهن سيستان به بافته‌هاي سكايي مي‌پيوندد داراي گره تركي كه نشانة كهنترين قالي معروف جهان پازيريك است. مهمترين رنگهاي بكار رفته در اين قالي سبك كهن سيستان، رنگ سورمه‌اي، فيروزه‌اي، زرد و سرخ مي‌باشد. نقشه‌هاي اين سبك عبارتند از: خشتي، دوخشتي، خشته‌خشته (ترنج‌ترنج)، گلداني، درختي.

ب: سنت قالي به سبك مياني: گره مورد استفاده فارسي است. رنگ‌بندي آن شبيه نوع كهن است و نقش هاي اين سبك عبارتند از: نقش جنگلي، گل‌قنداني، چپات اشتر، مددخاني، قاب‌قابي.
ج: سنت قالي به سبك امروزي يا نو: نوع گره فارسي است.نقش های این سبک عبارتند از : محرمات، لچك ترنج.

9. منگليك (شيشه‌گري سنتي): پيشينه اين رشته به ساليان گذشته برمي‌گردد. اهالي منطقه نيكشهر معتقدند اين هنر توسط دراويشي كه در حال عبور از اين منطقه دچار بيماري سختي شده بودند و در جواب زحمات و كمكهاي مردم منطقه طلاسازي، سفالگري، كيمياگري را به آنان آموختند منگليك حاصل تركيب نوعي سنگ كه از كوههاي روستاي تواران از توابع دهستان چاهان و خاكستر نوعي بوته بياباني به نام كيليا از مناطق دشتياري و پيرسهراب و زرآباد چابهار بدست مي‌آيد آماده‌سازي مواد خام، ذوب، پخت و پز، قالب‌گيري و رنگ آميزه توسط هنرمندان محلي و سنتي انجام مي‌گيرد و منگليك حلقه‌هاي دوراني شكلي است از جنس بلور كه مصارف درماني و زينتي جهت آرايش زنان داشته است.

 


 

مطالب بر گرفته از سایت میراث فرهنگی استان سیستان و بلوچستان
+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:43  توسط  کسروی  | 

قالی و گلیم

ورنی یا گلیم سوزنی

ورنی که گاه به آن گلیم سوزنی نیز گفته می شود نه تنها یکی از گلیم های معروف اردبیل بلکه یکی از شاخصترین “سوماک “های ایران است.

این نوع زیر انداز در آثار پژوهشگران خارجی به نام سوماک معروف است و منسوب به شهر “شوماخی” در قفقاز است، ضمنا در میان عشایر جمهوری های آذربایجان و ترکیه نیز ورنی با نقش هایی کم وبیش شبیه ورنی اردبیل و به همین نام شهرت دارد.

بافت ورنی در ایران تنها در بین ایلات و عشایر استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل رواج دارد و روستائیان استانهای مذکور نیز به دلیل آمیختگی با این عشایر به بافت این نوع گلیم زیبا و منحصر به فرد می پردازند.
“ال سون” ها و نیز عشایر “ارسباران” از عمده ترین تولید کنندگان ورنی هستند.

تفاوتی که در بافت گلیم و ورنی وجود دارد این است که در گلیم، بافت به صورت گره های منقطع انجام می شود و نقوش آن توسط پود شکل می گیرد و تار بوسیله پود کاملا پوشیده می شود، در حالیکه در بافت ورنی ایجاد طرح و نقش بر سطح آن توسط پود گذاری اضافی حاصل می شود و تارو پود هردو پوشیده است. پود اضافی ، که پود اصلی خوانده می شود ، مانند پود گلیم به صورت ساده از بین تارها عبور نمی کند بلکه به دور تار حرکت پیچشی و غیر منقطع دارد.

متداول ترین مصارف ورنی شامل خورجین ، مفرش ( رختخواب پیچ ) و زیر اندازهایی است که غالبا در اندازه های ۱/۳*۱ متر و ۱/۵*۱ متر روی دارهای عمودی بافته می شود.

بافندگان ورنی از نقش هایی چون گوزن ، آهو ، گرگ ، سگ گله ، بوقلمون ، مرغ و خروس ، شغال ، روباه ، پرندگان محلی و … به گونه ای بسیار زیبا و به صورت هندسی استفاده می کنند.

گلیم

گلیم یک از صنایع دستی زنانه است که بیشتر در مناطق عشایری و روستایی ایران رواج دارد.

گلیم بافتی ساده داشته و با پشم و پنبه و در مواردی با پشم و موی بز بافته می شود. وسیله بافت گلیم مانند قالی دارهای افقی یا عمودی می باشد وهنگام بافت نخ های تار و پود یک در میان از زیر و روی یکدیگر می گذرند، مانند بافت ساده یک سبد.

گلیم ایران بر حسب مناطقی که آن را می بافند دارای شیوه های بافت و نقوش متنوع است.

یکی از ویژگیهای گلیم ، وفور مواد خام اولیه آن است و به همین دلیل در میان اقوام مختلف تولید می شود. مواد اولیه گلیم پشم گوسفند ، پشم شتر، موی بز و اسب و پنبه می باشد.

انواع رنگ و ترکیب بندیهای گوناگون آن از مهمترین عناصر زیبایی و کییفت گلیم می باشد.

گلیم را می توان از چندین جهات دسته بندی نمود:
انواع گلیم از لحاظ ابعاد ( گلیم معمولی ، گلیمچه ، دست گلیم و…)
تقسیم بندی گلیم از لحاظ جنس تار و پود ( گلیم پنبه ای ، گلیم پشم وپنبه ، گلیم ابریشمی و…)
تقسیم بندی گلیم ار نظر نوع بافت ( گلیم یگ رو ، گلیم دورو، گلیم سوزنی و…)
تقسیم بندی گلیم از نظر محل بافت ( گلیم بلوچی ، گلیم کردستان و …)
مهمترین مناطق گلیم بافی در ایران عبارتند از :
گلیم سنه ، گلیم بیجار، گلیم شاهسون ، گلیم زرند ، گلیم های ورامین و گرمسار، گلیم قشقایی ، گلیم بختیاری ، گلیم منطقه خراسان

در گذشته گلیم بیشتر برای مصارف خانگی تولید می گردید ، اما امروزه به خاطر توجه جهانگردان غربی و هجوم آنها تبدیل به یک تجارت پر سود بین المللی گردیده است.

به طور کلی گلیم های جدید به سه گروه عمده تقسیم می شوند:
دسته اول : گلیم هایی که هنوز توسط چادر نشینان و روستائیان برای مصارف محلی بافته می شود و علی رغم استفاده از رنگ های شیمیای و ترکیب مواد خام غیر متداول ، باز انعکاسی از تاریخچه قبیله ای و خانوادگی در آن مشاهده می شود.
دسته دوم : گلیم هایی که به منظور سود تجاری و بنا بر تقاضای مصرف کنندگان غربی با تقلیدی بی مایه از طرح ها و سبک های سنتی بافته می شود و شامل سه گروه ارزان ، معمولی و گران هستند.
دسته سوم : گلیم های آنتیک جدید که بهترین کیفیت و بالاترین قیمت را دارا هستند .استفاده از رنگهای طبیعی از ویژگیهای مهم این دسته می باشد.

تاریخچه فرش ایران

قدیمیترین فرش دستبافت ایران در سال ۱۹۴۹ در دومین مرحله کاوشهای باستان شناس روسی ، رودنکو در منطقه پازریک کشف و به نام فرش پازریک نامیده شد.

وی در کتابی که به مناسبت این کشف در روسیه منتشر کرده است نوشته : ” بدون اینکه بتوانیم به طور حتم بگوییم این فرش کار کدام یک از سرزمینهای ماد - پارت یا پارس است ، تاریخ فرش پازریک و پارچه هایی که در پازریک کشف شده قرن پنجم و یا اوایل قرن چهارم پیش از میلاد تشخیص داده می شود … تاریخ این قالی از روی شکل اسب سواران معلوم می شود. طرز نشان دادن اسبهای جنگی که به جای زین قالی بر پشت آنها گسترانده اند و پارچه روی سینه اسب از مشخصات آشوریها می باشد اما ریزه کاریهای مختلف و طرز گره زدن دم اسبها در نقوش برجسته تخت جمشید نیز دیده می شود.”

paziric

اوج قالی کلاسیک ایران که از آن به عنوان رنسانس قالی ایران یاد می شود زمان سلاطین صفوی به ویژه زمان حاکمیت شاه طهماسب اول و شاه عباس کبیر می باشد.از این دوره حدود ۳۰۰ تخته فرش به یادگار مانده که در موزه ها ی بزرگ دنیا و یا در مجموعه های شخصی نگهداری می شود.

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:35  توسط  کسروی  | 

چاپ قلمکاری

تاریخچه قلمکار سازی

قلمکارسازی از دوره مغولها در ایران مرسوم شد. در این دوره به منظور جلب نظر خوانین مغول ایرانیان دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه یا پارچه های قلمکار بود.

اما عمر پرشکوه پارچه های قلمکار در زمان صفویه میباشد، خصوصا در زمان سلطنت شاه عباس کبیر که بیشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه های قلمکار تهیه می شد و این پارچه ها در این زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباریان بود. از اینرو بیشتر لباس آنان از “ قلمکارزر” یا “ اکلیلی” تهیه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهیه لباس درباریان در بازار قیصریه اصفهان وجود داشت و پارچه های قواره ای قلمکار را که دراصطلاح آن روز “دلگه” نامیده می شد از آن محلها به دست می آوردند.

در اواسط عصر قاجاریه بتدریج از رونق پارچه های قلمکار کاسته شد.

اما در زمان سلطنت رضا شاه با امتیازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ویژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار دیگر این صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قدیمی مثل شیخ حریری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چیت ساز، برادران بیرجندی و شیخ بهایی و چند تن دیگر شرکت تولید قلمکار را تشکیل دادند.

تلاش پیگیر صنعتگران این رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار دیگر حجم تقاضا برای اینگونه پارچه های نقش دار افزایش یابد و چون مقدار تولید و عرضه این محصول محدود بود صنعتگران قلمکارساز را به چاره اندیشی و پیدا کردن راه حل جهت عرضه بیشتر باهمان کیفیت هنری وا داشت. در این مورد تنها راه چاره ایجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند.

قلمکارچیست؟

این هنر را برای این “قلمکار” می خوانند که در گذشته دور با قلم بر روی پارچه نقاشی می شده است .

نقش زدن بر پارچه به وسیله قالب ، که امروز هم رایج است از همان زمان آغاز شد با وجود این نقش زنی با قلم ، به شیوه گذشته ، ناگهان متروک نشد ، اما چون کار با قلم بسیار وقت گیر و کم تولید است ، این شیوه به تدریج از رواج افتاد و نقش زدن با قالب جای آن را گرفت ، که هم تولید را سریعتر و بیشتر می کرد و هم نقشهای یکدست تری پدید می آورد . در نقش زنی با قلم ، محدودیتی در استفاده از انواع رنگ وجود نداشت ، در صورتی که در نقش زنی با فالب ، امکان استفاده از رنگها محدود بود.

مراحل ساخت قلمکار

قالب سازی: قالب سازی اولین و مهمترین مرحله قلمکارسازی است .همچنین حساسترین و ظریفترین مرحله آن بشمار می رود. حتی می توان گفت تنها هنر قلمکار سازی در قالب سازی آن است. قالبهای قلمکار را از چوب گلابی می سازند ، چوب گلابی نرم ست و به راحتی می توان روی آن حکاکی کرد . قالب ساز برای درست کردن قالب نقش دلخواهش را روی چوب بر می گرداند و بعد به حکاکی آن نقش می پردازد . بعد چوب های اضافی دور طرحها را می برد و در پشت چوب ، دسته ای برای قالب درست می کنند و قالبها را روغن می زنند تا بر دوام آن افزوده شود. قالبهای قلمکارنقوش مختلفی دارد:
قالبهای تصویر عشاق : مانند یوسف و زلیخا ، لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد ، خسرو و شیرین و …
قالبهای تصویر داستانهای کهن همراه با تصاویری از حیوانات : مانند روباه و لک لک و گاهی صور وهمی و حیوانات خیالی برای بزرگ جلوه دادن حوادث .
قالبهای تصویر آثار تاریخی : مانند تخت جمشید ، چهل ستون ، سی و سه پل و …
قالبهای تصویر شعرا و علماء : ماننتد فردوسی ، ابن سینا ، خیام ، حافظ و …
قالبهای تصویر حیوانات : مانند طاووس ، آهو ، فیل ، اسب ، شتر و …
قالبهای تصویر مناظر طبیعت
قالبهای تصویر رامشگران و نوازندگان
قالبهای تصویر گل و بته و اسلیمی

رنگ سازی: تمام رنگهایی که در ساختن پارچه های قلمکار بکار برده می شود رنگهای گیاهی است. در هر کارگاه قلمکاری استاد دیگری هم وجود دارد که کارش بسیار مهم و حساس است . او رنگساز کارگاه است که با اطلاعات وسیعی که درباره گیاهها و املاح معدنی دارد، رنگهایی را که در نقش زدن از آنها استفاده می شود، می سازد.

آماده کردن پارچه: پارچه های سفید را پنج روز، طوری که تکان نخورد در آب رودخانه می گذارند . بعد یک سر پارچه را می گیرند و سر آزادش را محکم به سنگ می زنند . این کار را برای این می کنند که مواد زائد از پارچه بیرون رود و به اصطلاح آبخور شود . بعد که پارچه ها زیر آفتاب خشک شد ، پارچه ها را دندانه می کنند یعنی پوست انار را به هلیله مخلوط می کنند و در آب حل می کنند و پارچه ها را در این محلول فرو می برند ، با این کار پارچه به رنگ زرد مایل به کرم در می آید . پس از خشک شدن رنگ ، پارچه های بلند را بنا به مصرفشان به اندازه های مختلف می برند تا از آنها انواع قلمکار ، مانند پرده و رومیزی و … تهیه کنند.

نقش زدن: نقش زدن همان چاپ پارچه است، یعنی برگرداندن نقش قالبها به رنگها ی مختلف ، روی پارچه آماده شده . نقش زن ، اول سطح قالب را با رنگ می پوشاند و بعد آن را روی پارچه ای قرار می دهد و با دست ضربه محکمی به روی قالب می زند . در هر کارگاه هر قالب زن یک رنگ را نقش می زند و برای رنگ بعدی پارچه را به نفر کنار خود می دهد.

ثابت کردن رنگ: پارچه های نقش سیاه و قرمز گرفته را پس از شستن و خشک کردن در پاتیلی فرو می برند که محتوای آب جوش ، گرد پوست انار و الیزارین است . قبل از تماس با الیزارین ، رنگ قرمز نقشها حالت اصلی خود را ندارد و به رنگ چرک است . الیزارین باعث می شود که رنگها به حالت اصلی خود ظاهر شوند . الیزارین همچنین به ثابت شدن رنگها کمک می کند . بعد از این که پارچه را از پاتیل الیزارین بیرون آوردند ، آن را باز هم در آب رودخانه می شویند و سپس آن را محکم به سنگ می کوبند تا آب و الیزارین آن گرفته شود .
سپس پارچه ها را دو قسمت می کنند: یک قسمت را که می خواهند با همان زمینه کرم باقی بماند ، برای مرحله بعدی چاپ ، یعنی گرفتن رنگهای دیگر ، باردیگر به کارگاه نقش زنی می فرستند . قسمت دیگر پارچه ای است که می خواهند رنگ زمینه اش سفید شود و باید مرحله سفید گری را بگذراند.

سفیدگری: پارچه هایی را که لازم است رنگ زمینه شان سفید باشد با محلولی که از گاو فراهم می شود ، خیس می کنند و پارچه را طوری روی زمین پهن می کنند که نقشهایش رو به زمین و پشت به آفتاب باشد . سپس پی در پی بر پارچه آب می پاشند تا نمدار و خشک نشود .
کار سفیدگری پارچه در تابستان ۵ روز و در زمستان حتی تا یک ماه طول می کشد، و این بستگی دارد به درجه حرارت و مدت زمان تابش مستقیم خورشید . پس از تمام شدن کار سفید گری ، کار چاپ رنگهای آبی ، زرد و سبز روی پارچه شروع می شود و به این ترتیب پس از یک شستشوی دیگر پارچه ، کار تقریباً به پایان می رسد.

پس از تمام شدن کار سفید گری ، کار چاپ رنگهای آبی ، زرد و سبز روی پارچه شروع می شود و به این ترتیب پس از یک شستشوی دیگر پارچه، کار قلمکارسازی  تقریباً به پایان می رسد.

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:33  توسط  کسروی  | 

مهر اصالت

«مُهر اصالت»
براى صنايع دستى ايران
273549.jpg
نغمه عقيلى

براى تشويق هنرمندان براى توليد صنايع دستى و هنرهاى سنتى اصيل و با كيفيت، هنرمندان ايرانى كه آثار صنايع دستى آنها در راستاى حفظ ارزش، فرهنگ و هويت ملى باشد براى آثار خود از سازمان يونسكو «مُهر اصالت» بين المللى دريافت مى كنند.
پس از ثبت بناها و آثار تمدن جهانى خبر از ثبت صنايع دستى و سنتى كشورها در سازمان جهانى يونسكو مى رسد كه اين مهر اصالت كمك شايانى به حفظ و بقاى صنايع دستى خواهد بود.
براساس تحقيقات صورت گرفته درباره نقش مؤثر صنايع دستى در فقرزدايى، كارشناسان يونسكو به همراه كارشناسان شوراى جهانى صنايع دستى تصميم گرفتند با ارائه طرح «مهر اصالت» ضمن تأكيد بر نامحدود بودن صنايع دستى هر سرزمين، خلاقيت هنرمندان و صنعتگران را نيز ارتقا بخشند.
از استانداردسازى صنايع دستى و پايه ريزى اساسى دوره هاى آموزشى به عنوان اهداف ايجاد «مهر اصالت» نام برده مى شود كه يونسكو ضمن توجه به فراگير بودن طرح ياد شده تأكيد مى كند، توليدكنندگانى كه اين مهر را داشته باشند به طور دائم مى توانند در بازارهاى بين المللى حضور يابند.
«پويا محموديان» مدير گروه روابط بين الملل معاونت صنايع دستى، معيارهاى لازم براى اخذ «مهر اصالت» براى توليدات صنايع دستى را توجه به كيفيت، اصالت، خلاقيت، آشتى پذير بودن محصول با طبيعت، كاربردى بودن و رعايت حق و حقوق كاركنان از سوى توليدكنندگان محصول مى داند كه مورد توجه يونسكو براى كسب اين نشان است.
وى تأكيد مى كند يونسكو در همه كشورها نمايندگان فعالى دارد كه مدام در حال سركشى و ارائه گزارش به اين سازمان هستند و در صورتى كه در طول فرآيند توليد محصول، حقوق كارگرى پايمال شده باشد، يونسكو مهر را اعطا نمى كند و يا اگر اعطا كرده باشد محصولات توليدى آن مجموعه را فاقد اعتبار مى كند.
وى معيار كيفيت «مهر اصالت» را استفاده از مواد با كيفيت، رعايت استاندارد و توجه به ظرايف خاص توليد مى داند و مى گويد براى نشان دادن اصالت در محصولات، بايد ارزش هاى زيبايى شناسى مناطق در كنار حفظ اصالت سنتى اثر نمايان باشد. از اين رو رنگ ها و تمام موادى كه در ساخت محصولات صنايع دستى داراى مهر اصالت به كار مى روند بايد در طبيعت قابل بازيافت باشند.
محموديان اين را هم اضافه مى كند كه آن دسته از توليداتى كه تنها به موضوع هنر توجه كرده اند در زمره محصولات دريافت كننده نشان قرار نمى گيرد. بلكه مهر اصالت به محصولاتى كه جنبه كاربردى داشته باشد تعلق مى گيرد.
هم اكنون يكى از مشكلاتى كه توليدكنندگان صنايع دستى كشور با آن روبه رو هستند و موجب كاهش تقاضا و فروش اين محصولات شده كاربردى نبودن هنرهاى سنتى كشور در زندگى امروزى است. صنايع دستى در عصر كنونى آن طور كه بايد نتوانسته جايگاه مناسبى در خانه هاى ايرانى به دست آورد و كاربرد خود را از دست داده است.
محموديان يافتن شركاى اينترنتى را مزيت اين نشان توصيف مى كند و مى افزايد: قرار است تا پايان سال ،۲۰۰۷ از سوى يونسكو بانك اطلاعاتى طراحى شود تا نام همه توليدكنندگان صنايع دستى كه اين مهر را دارند به همراه نام و مشخصات كالايشان در آن به ثبت برسد و علاقه مندان به صنايع دستى در سراسر دنيا با ورود به سايت يونسكو كالاها را براحتى خريدارى كنند.
مدير گروه روابط بين الملل معاونت صنايع دستى با دعوت مسئولان گروه هاى متنوع صنايع دستى مبنى بر شناسايى هنرمندان مختلف كشور براى دريافت اين نشان استاندارد بين المللى، از مهر اصالت به عنوان سكوى پرتاب فروش و عرضه هنرهاى سنتى كشور ياد مى كند و مى گويد: راه يافتن به شبكه تجارت الكترونيك از مزيت هاى اين مهر بين المللى است.
«محمدرضا بازغى» مشاور سازمان ميراث فرهنگى، گردشگرى و صنايع دستى كشور نيز درباره مراحل دريافت اين مهر مى گويد در راستاى اجراى اين طرح هنرمندان استان هاى مختلف تا شهريور سال آينده دست كم يك اثر خود را كه نمادى شاخص و اصيل از صنايع سنتى و دستى منطقه باشد، ارائه دهند، تا بتوان با دريافت مهر اصالت از مزاياى بين المللى آن كه افزايش ارزش جهانى است، بهره برند.
وى همچنين از ثبت هنرهاى دستى و سنتى كشور با طرحى به نام «هاسر» در سازمان ميراث فرهنگى، گردشگرى و صنايع دستى براى نخستين بار خبر داد و گفت: اين طرح در تمام استان هاى كشور اجرا و نتايج آن به صورت يك بانك اطلاعاتى مستند در دسترس قرار مى گيرد.
بازغى افزود: هدف از طرح «هاسر» ثبت پيشكسوتان و هنرمندان برتر، آثار صنايع دستى، ثبت سبك، طرح و نقوش برگزيده كشور و روش هاى توليد كه مختص هر شخص ابداع كننده است، مى باشد.
به گفته بازغى، كلمه «هاسر» از حروف ابتدايى كلمات «هنرمند، اثر، سبك و روش توليد» گرفته شده و اين ۴ مورد ثبت بانك اطلاعاتى خواهد شد. از اين رو هنرمندانى كه آثار بديع و خلاقى داشته باشند با ارائه آن به دفاتر استانى و سير مراحل ادارى، مى توانند شماره ثبت به نام براى آثار خود دريافت كنند.
به گفته وى، اين طرح با توجه به قانون نشانه هاى جغرافيايى از مبدأ كه به وسيله مجلس در سال ۸۳ تصويب و از سال گذشته نيز آيين نامه اجرايى آن ابلاغ شد، اجرا مى شود. براساس اين قانون آثار هنرمندان در هر بخش از كشور به نام همان محل ثبت مى گردد كه قابليت حمايت از اثر در همه دنيا را به همراه دارد.
هرچند برخى صنايع دستى قديمى در كشور منسوخ و از بين رفته و قانون حمايت معنوى از آن معنا پيدا مى كند، اما هنوز سازمان ملل متحد، ايران را جزو ۵ كشور برتر در صنايع دستى دنيا مى شناسد. به اين خاطر حفظ صنايع دستى و ديگر رشته هاى در حال فراموشى از جمله اقداماتى است كه بايستى به آن پرداخته شود تا شاهد از دست رفتن ديگر هنرهاى سنتى و صنايع دستى اصيل ايرانى نباشيم.
«سيدمصطفى قاسمى» معاون صنايع دستى سازمان ميراث فرهنگى و هنرهاى دستى در همايش بازاريابى در صنايع دستى كه در گرگان برگزار شد در اين باره گفت: هر چيزى كه قابليت مصرف نداشته باشد در اصل به توليد نمى رسد و در نتيجه چراغ آن خاموش مى شود و به اين خاطر بايستى بازار مناسب براى فروش صنايع دستى منسوخ شده به وجود آيد كه اين امر را در دستور كار داريم.
قاسمى مى گويد: نداشتن نقدينگى يكى از مشكلات صنعتگران هنرهاى دستى است كه موجب مى شود آنها براى تهيه مواد اوليه به خريد وعده دار آن روى بياورند كه در نتيجه براى بازپرداخت بدهى خود توليداتشان را به فوريت و با قيمت پايين به فروش برسانند و در نتيجه كار آنها رونقى نداشته باشد.
وى اضافه مى كند: اين سازمان در سال جارى ۳۰۰ ميليون تومان وام ارزان قيمت به توليد صنايع دستى منسوخ شده در نظر گرفته كه ۲۰۰ ميليون آن براى خريد مواد اوليه و ۱۰۰ ميليون تومان نيز براى كمك به فروش آن مى باشد.
وى به اعتبار ۱۵۰ ميليون تومانى براى ساماندهى به برخى صنايع منسوخ شده، نظير عباباقى و شربافى اشاره مى كند و مى افزايد: درباره صنايعى كه به نوعى از بين رفته اند توجه به صنعتگرانى كه هنوز زنده هستند از نخستين قدم ها در زمينه حفظ صنايع مى باشد.
قاسمى ايجاد موزه براى حفظ صنايعى كه بقاى آن در خطر است و همچنين تعريف كاربردهاى جديد براى توليد و ورود صنايع دستى منسوخ شده به چرخه بازار را از برنامه هاى اين سازمان اعلام كرد.
+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:24  توسط  کسروی  | 

صنایع دستی


صنایع دستی نوعی کار است که در آن لوازم تزئینی و کاربردی تنها با استفاده از دست یا ابزار ساده ساخته می‌شود. معمولاً این کلمه به روشهای سنتی ساختن کالاها اطلاق می‌گردد. استادکاری مخصوص هر یک از این موارد مهم‌ترین ملاک است. چنین چیزهایی اغلب از لحاظ فرهنگی و یا مذهبی فوق العاده هستند. لوازمی که بصورت تولید انبوه و یا با ماشین آلات مختلف ساخته می‌شوند جزء صنایع دستی نیستند.

آنچه مقوله صنایع دستی را از هنر کاردستی متمایز می‌سازد , هدف از ساخته آنهاست. صنایع دستی لوازمی هستند که قرار است مورد استفاده قرار گرفته و کهنه , پوسیده و غیره شوند. مورد استفاده آنها بیش از یک تزئین ساده‌است. صنایع دستی اغلب کارهای فرهنگی و رسومی تری تلقی می‌شوند زیرا به عنوان بخشی از ملزومات زندگی روزمره مطرح هستند. درحالی که هنر و کاردستی بیشتر یک فعالیت سرگرمی گونه و یک ارائه بی نقص از یک تکنیک خلاقیت است. از جنبه‌های عملی انواع مختلف صنایع دستی به دلیل شباهت مورد استفاده همپوشانی زیادی دارند.

در ایران سازمان میراث فرهنگی متولی این بخش میباشد. صنایع دستی معروف ایرانی:

گلیم، فرش، گبه، قلمزنی، شیشه گری، منبت کاری، مینا کاری، سفال، چوب


صنایع دستی
ابریشم‌دوزی | آجیده‌دوزی | بافتنی | بردری‌دوزی | بلورسازی | بیلیش‌دوزی | پارچه‌بافی | پتوبافی | پشتی‌دوزی | پلاس | پوستین‌دوزی | تذهیب | ترمه‌دوزی | تکه‌دوزی | توربافی | جاجیم‌بافی | جوال | جوراب پشمی | چاپ باتیک | چارق‌دوزی | چرم‌سازی | چشمه‌دوزی | چنته‌بافی | چهل‌تکه | چوقا | چیدمان | چیغ‌بافی | حاشیه‌دوزی | حصیربافی | حکاکی | خاتم‌کاری | خامه‌دوزی | خراطی | خورجین‌بافی | خیاطی | داغ کردن چوب | ده‌یک‌دوزی | دوتارسازی | رفوگری | رنگرزی | رودوزی | ریسندگی | زیلوبافی | زین‌سازی | زیورآلات | سبدبافی | سرامیک | سرپرده | سرمه‌دوزی | سفال‌گری | سکمه‌دوزی | سوزن‌دوزی | شماره‌دوزی | شعربافی | شمدبافی | شیشه‌گری | صحافی | طلاسازی | عروسک‌سازی | فلزکاری | فیروزه‌تراشی | قارچین | قلاب‌بافی | قلمکارسازی | قلم‌زنی | قیطان‌دوزی | کابینت‌سازی | کاشی‌سازی | کلاژ | کنده‌کاری | گبه‌بافی | گلابتون‌دوزی | گل‌دوزی | گلیم‌بافی | گلیمچه | لحاف‌دوزی | لوست | مرصع‌سازی | مرواربافی | مسگری | معرق‌کاری | ملیله‌دوزی | منبت‌کاری | منجوق‌دوزی | منگوله‌سازی | میناکاری | مینیاتور | نازک‌کاری | نجاری | نقره‌سازی | نقشه‌کشی قالی | نمدبافی | نواربافی | ویترای | ورنی‌بافی | فهرست صنایع دستی ایران

صنایع دستي منجوق بافي روي چوب(سبك نهاوندي)جديدترين و نوآورترين سبك در هنر صنايع دستي ايران مي باشد سبك نهاوندي تلفيقي از ذوق هنر ايران زمين و فرهنگ غني قرآني -سبك نهاوندي تلفيقي از هنر و مذهب - سبك نهاوندي تركيبي از هنر و عرفان -سبك نهاوندي تركيبي از هنر و شعر لطفا از سايت اختصاصي آن ديدن فرماييد

+ نوشته شده در  87/02/01ساعت 11:5  توسط  کسروی  |